که اخیرا آدرس آنها به دلیل فیلترنگ تغییر یافته است
سایت عالم بهائی
جهت کسب اطّلاعات بیشتر راجع به ديانت بهائی به این سايت مراجعه فرمائید ...
کتابخانه آثار و مراجع بهائی
دراين سايت منتخباتی از آثار و نوشتههای بهائی را به انگليسی، فارسی و
عربی بصورت الکترونيکى تقديم ميکنيم. برای دسترسی به آثار موجود بزبانهای
ديگر لطفاً به بخش "زبانها" مراجعه فرمائيد.
سرویس خبری جامعه بهائی
سایت سرویس خبری عالم بهائی، اخبار مربوط به جامعه جهانی بهائی را منتشر می کند ...
سایت آئین بهائی سایت آئین بهائی سایتی به زبان فارسی و برای معرفی دیانت بهائی به
هموطنان عزیز ایرانی در کشور مقدّس ایران و سایر نقاط جهان و نیز دیگر
فارسی زبانان شریف می باشد...
سایت الهام به سایت الهام خوش آمدید... با ما باشید و تازگی را تجربه کنید. دنیا
را در همه حال می توان از دیدگاهی تازه دید. در این سایت ما به دنیای
بیرون، به زندگی، و به ...
سایت پژوهشنامه در سالهای اخیر توجّه و علاقهء فراوانی به تحقیق در مسائل مربوط به
تاریخ و تعالیم بهائی پیدا شده است. انجمن های مطالعات بهائی در غرب تشکیل
شده، مجامع تحقیق بر پا گردیده، و نشریّاتی که سخنرانی های آن مجامع را در
بر دارد منتشر گردیده است...
سایت جوانیم سايت«جوانيم» محيطي است آميخته بامحبت و اعتمادمتقابل براي بيان آزاد
افكار ونظريات جوانان ايراني و بهره گيري ازانديشه ها و استعدادهاي آنان،
جهت بهبود كيفيت زندگي وارتقاء سطح بينش ودانش خودآنان....
سایت ساغر سایت ساغر کوششی است به جهت معرفی هر چه دقیق تر آئین بهائی. بخش های
مختلف سایت ساغر شامل کتابخانه، گالری عکس، بخش گفتگو، مقالات و ... نیز
در این مسیر ما را یاری می نماید. شما می توانید آثار بهائی را از بخش
کتابخانه دریافت کنید و تصاویر مکان های مقدس بهائیان را از بخش گالری
ببینید.
سایت صدای دوست "صدای دوست" به عنوان یک ابتکارفردی وبه قصدارتقاء آگاهی، آفرینندگی
وگفتمان درباره ی دیانت بهائی ومباحث ملهم ازآثاربهائی، ایجادشده است.
سایت نقطه نظر سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به
دیانت بهائی است . این سایت شامل بخش های مختلف است که البته وجود هربخش،
دلائل خاص خود رادارد...
سایت نگاه سایت نگاه یک تارنما برای معرفی یک دین جهانی برخاسته از ایران است.
دیانت بهائی با وجود 150 سال در عرصهء جامعهء ایرانی هنوز برای بسیاری از
هموطنان ناشناخته است ...
سایت ورقا ما بر آن باوریم که بتوانیم با خلوص نیّت و راستی از حقوق دانش
آموزان ایرانی بهائی دفاع کنیم سوء تفاهامات را با همنوعان خود برطرف کنیم
و همه افراد را فرا بخوانیم تا در خدمات توسعه اجتماعی اقتصادی مشارکت
کنند و برای عزّت ایران و ایرانیان هر آنچه را که داریم در طَبَق اخلاص
نهاده، تقدیم نمائیم.
سایت ولوله در شهر اين پايگاه توسط گروهي ازبهائيان با هدف اوّليهء پاسخ به اكاذيب
واتهامات ويژه نامهء شمارهء 29 ويژه نامه ي ايّامِ روزنامهء جام جم مورخ
1386/6/6 تأسيس گرديده است...
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 2:46  توسط بهار
|
بشارات در باب ظهور قائم اعتقاد به روز هزاره اسلام و قیام دولت حقه
" در قرون اولیه پس از ظهور
اسلام محمدی، علماء و روحانیون پاکدل و حقیقت پرست و بسیاری از مسلمانان
متقی و پرهیزکار، قرآن را با خلوص نیت مطالعه میکردند، و در درک معانی سعی
بلیغ داشتند. آنان به قرآن، فهرست ها نوشتند و نام آنرا کشف الآیات و کشف
المطالب گذاردند. یک نمونه از این کشف الآیات و کشف المطالب (( قرآن کریم
بخط طاهر خوشنویس چاپ کتابفروشی علمیه اسلامیه)) است که شامل هجده باب
میباشد. باب دهم فصل شانزدهم در رابطه با اعتقاد به روز هزار ساله و قیام
دولت حقه ، اعتقاد راستین امت اسلام و بخصوص شیعه در آن بوده و هست که
قائم آل محمد با کتاب جدید و دین جدید در راس هزار سال قمری ظهور خواهد
فرمود. در باره این اعتقاد کتابها نوشته اند و حدیث ها گرد آورده اند"[i].
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ
إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ
أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ (آیه 3 سوره سجده) یعنی، اوست
که امر عالم را از آسمان تا زمین تدبیر می کند سپس در روزیکه مقدارش به
حساب شما بندگان هزار سال است باز به سوی خود بالا می برد.
آیات کلام الله مجید و احادیث مرویه کل روشنگر این مطلب است که عبارت
خاتم النبیین به معنای ختمیت ارسال پیامبران از سوی خداوند نمی باشد، و استمرار
ظهورات الهیه و آمدن پیامبرانی در آینده بطور صریح و روشن در قرآن شریف و احادیث
مرویه مذکور است.
در زیارتنامه ای از حضرت امیر (ع) در مفاتیح الجنان آمده است : قل
السلام علی محمد رسول الله خاتم النبیین و سید المرسلین و صفوة رب العالمین امین
الله علی وحیه و عزائم امره والخاتم لما سبق والفاتح لما استقبل یعنی بگو سلام
برمحمد فرستادۀ خدا، خاتم انبیا و سرور رسولان و امین خداوند در وحی و ارادۀ او و
خاتم برگذشته گان و راهگشای آیندگان.
در آیه 79 سوره بنی اسرائیل می خوانیم: سنة من قد ارسلنا قبلک من
رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا (سنت آنان که بتحقیق فرستادیم قبل از تو
رسولانمان را و نیابی مر سنت ما را تغییری). در آیه 75 سوره حج میفرماید: الله
یصطفی من الملائکة رسلا و من الناس ان الله سمیع بصیر( خداست که از میان
فرشتگان و آدمیان رسولانی بر می گزیند، که همانا خدا(به سخن عالمیان) شنوا و (به
لیاقت آنان) بیناست). و در آیه 2 سوره نحل آمده است: ینزل الملئکة بالروح من
امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون (خدا فرشتگان
روح را به امر خود بر هر یک از بندگان بخواهد میفرستد تا او مردم را اندرز داده و
از عقوبت شرک بخدا بترساند و به شما بندگان بفهماند که عالم را جز من خدایی نیست
پس از عقاب من بترسید). همچنین، در آیه 15 سوره غافر آمده است: رفیع الدرجات
ذوالعرش یلقی الروح من امره علی من یشاء من عباده لینذر یوم التلاق ( که او
دارای مراتب رفیع و صاحب عرش عظیم است، روح را به امر خود بر هر که از بندگان
بخواهد می فرستد تا خلق را از روز قیامت بترساند). در آیه 109 سوره کهف آمده است: قل
لوکان البحر مداد الکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله
مددا (بگو که اگر دریا برای نوشتن کلمات پروردگارمن مرکب شود پیش از آنکه
کلمات الهی به آخر برسد دریا خشک می شود هر چند دریای دیگری باز ضمیمه آن بنماید).
و درآیه 27 سوره لقمان می خوانیم: و لو ان ما فی الارض من شجرة اقلام و البحر
یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله ان الله عزیز حکیم ( و اگر هر درخت
روی زمین قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر به مدد آید از بعد آن باز هم
نگارش کلمات خدا نا تمام ماند همانا خدا را اقتدار و حکمت است). در آیات 34 و 35
سوره اعراف آمده است: ولکل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و
لایستقدمون. یا بنی آدم اما یاتینکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتیفمن اتقی و اصلح
فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون (هر قومی را اجل و دوره معینی است که چون فرا رسد
لحظه ای مقدم و موخر نتوانند کرد. ای فرزندان آدم چون پیغمبرانی از جنس شما بیایند
و آیات مرا برای شما بیان کنند پس هر که تقوی پیشه کرد و به کار شایسته شتافت هیچ
ترس و اندوهی بر آنها نخواهد بود.)
در جلد سیزدهم بحار الانوار صفحه 195 آمده است: عن ابی بصیر قال
قال ابو جعفر (ع) یقوم القائم بامر جدید و کتاب جدید و قضا جدید علی العرب شدید
لیس شانه الا بالسیف لا یستنیب احدا و لا تاخذه لومة لائم ( ابو بصیر از حضرت
امام محمد باقر علی السلام روایت می کند که فرمود قائم به امر جدید و کتاب جدید و
قضاوت جدید قیام می کند، بر عرب سخت است شان او جز شمشیر نبوده و جانشین انتخاب
نمی کند و ملامت ملامت کنندگان در او اثری نخواهد داشت. همچنین، در اربعین می
فرماید: یظهر من بنی هاشم صبی ذو کتاب جدید فیدعو الناس و لم یجبه احد و اشر
اعدائه العلماء فاذا حکم بشیء لم یطیعوه فیقولون هذا خلاف ما عندنا من ائمة الدین
( صبی از بنی هاشم ظاهر میشود که صاحب کتاب جدید است پس مردم را دعوت می کند و کسی
او را قبول نمی کند اکثر دشمنانش از علما خواهد بود چون حکم به چیزی بدهد می گویند
این خلاف آنست که در پیش ما از ائمه دین است).
در صفحه 194 مجلد سیزدهم بحار الانوار آمده است: عن عبدالله بن عطا
قال سئلت ابا جعفر الباقر فقلت اذا قام القائم بای سیرة یسیر فی الناس فقال یهدم
ما قبله کما صنع رسول الله و یستانف الاسلام جدیدا ( عبدالله بن عطا می گوید
از امام جعفر باقر سوال کردم سیرت قائم چگونه خواهد بود، فرمود مثل حضرت رسول
ادیان ماقبل خود را ویران و اسلام جدیدی تاسیس خواهد کرد). در مهدی موعود، از ابن
ماجه از امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) روایت کرده که فرمود: پیغمبر (ص) عرض
کردم: آیا مهدی از ما آل محمد است یا از نسل دیگران می باشد؟ پیغمبر (ص) فرمود: از
ما است خداوند دین خود را بوسیله او ختم کند چنانچه بوسیله ما گشود. شیخ حسن
العدوی در کتاب مشارق الانوار از حضرت رسول اکرم چنین نقل میکند: مهدی از ما اهل
بیت است و به او دین اسلام ختم می شود چنانچه بواسطه ما افتتاح شد. مولانا علی
القاری از ائمه حنفیه در کتاب اوصاف مهدی چنین مینویسد: امیرالمومنین از رسول الله
پرسید آیا از ما هست مهدی یا از غیر ما. فرمود بلی از ما است، از سلاله اهل بیت،
بوسیله او خداوند ختم میکند دین اسلام را چنان چه بوسیله ما افتتاح نمود. شیخ صدوق
در کتاب خصال از اصوا اربعماة از امیر المومنین (ع) روایت نموده که فرمود: خداوند
دین را بوسیله ما گشود و هم بوسیله ما ختم میکند بوسیله ما خدا آنچه را بخواهد محو
می کند و هر چه بخواهد باقی می گذارد، بوسیله ما سختی زمانه را بر طرف میسازد و
باران فرو میفرستد پس غره مشوید و از خدا دور نگردید. همچنین در صفحه 487 جلد دوم
اصول کافی آمده است: الحسين بن محمد الاشعري، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن
أحمد بن عائذ عن أبي خديجة، عن ابي عبدالله (عليه السلام) أنه سئل عن القائم فقال:
كلنا قائم بأمر الله، واحد بعد واحد حتى يجيئ صاحب السيف، فإذا جاء صاحب السيف جاء
بأمر غير الذي كان، یعنی ابو خدیجه از امام صادق علیه السلام راجه بامام قائم
علیه السلام پرسید، حضرت فرمود: همه ما قائم به امر خدائیم، یکی پس از دیگری تا
زمانیکه صاحب شمشیر بیاید چون صاحب شمشیر آمد، امر و دستوری غیر از آنچه بوده می
آورد (جاء بأمر غير الذي كان). و در جلد 52 بحار الانوار، صفحه 294 آمده است:
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود: "... والله لکأنی أنظر إلیه
بین الركن والمقام یبایع الناس على كتاب جدید ... یعنی، به خدا سوگند! گویا
نظر مىكنم به مهدى در بین ركن ومقام كه با مردم بر كتاب جدید بیعت
مىكند...". در ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار توسط مرحوم حسن بن محمد ولی
ارومیه رحمة الله علیه، در صفحه 550 آمده است: " شیخ صدوق در کتاب کمال الدین
از طالقانی او از جعفر بن مالک او از حسن بن محمد سماعه او از احمد بن حرث او از
مفضل بن عمر از صادق (ع) او از پدرش (ع) روایت نموده که آنحضرت فرمود که در وقتیکه
قائم (ع) قیام میکند این آیه را تلاوت می فرماید (( ففررت منکم لما خفتکم فوهب
لی ربی حکما و جعلنی من المرسلین)) یعنی از شما گریختم در وقتیکه از شما
ترسیدم پس پروردگار من شریعتی و نبوتی بمن عطا فرمود و مرا از جمله فرستادگان
گردانید". در صفحه 338 جلد 52 بحار الانوار از امام صادق علیه السلام روایت
شده: اذا قام القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله صلی الله علیه و آله فی
بدو الاسلام الی امر جدید، یعنی وقتی که قائم علیه السلام قیام نماید، چیز
جدیدی می آورد چنانچه در بدو اسلام رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را به سوی
امر جدیدی فرا می خواندند. در جلد 52 بحارالانوار، صفحه 230 از امام باقر (ع)
روایت شده است: "...هر گاه مهدى خروج كند به امر جدید وكتاب جدید وسنت
جدید... قیام خواهد كرد". و در کتاب حضرت مهدی (عج)، فروغ صفحه 111 آمده است:
امام صادق علیه السلام فرمود: " هنگامی که قائم (عج) خروج می کند، فرمان نو،
کتاب نو و روشی نو و قضاوت نو می آورد".
در مورد اشاره به اسم " بهاء" در آثار اسلامی، در مفاتیح
الجنان در دعای اعمال سحرهای ماه مبارک رمضان میخوانیم:
همچنین در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم نیز به " بهاءالله"
اشاره می رود که شیخ احمد احسائی در رسائل خود، با استناد به احادیث اسلامی، مدام
بدان اشاره می کند که: هر چه در قرآن است در بسم الله است و هرچه که در بسم الله
است در باء بسم الله است(طبق حدیثی از حضرت علی (ع) سرّ البسمله فى الباء، یعنی
سرّ بسمله در باء است) و "ب" عبارت است از بهاءالله (طبق حديثی از امام
صادق الباء بهاءالله ). درنتیجه، بهاءالله از اسماء الهی و اسم اعظم خداوند است که
جامع همه صفات حق میباشد.
شیخ احمد احسائی در تفسیر سوره توحید، به در خواست سید محمد بکاء می
نویسد: "علم بالنّص انّ هذهالسّورة تسمّى نسبة الرّب کما رواه فىالتّوحيد
عنّ الصّادق(ع) قال: انّ اليهود سألوا رسول الله(ص) فقالوا انسب لنا ربّک فلبث
ثلاثأ لايجيبهم ثم نزلت قل هوالله احد الخ. دلّ ذلک علی انّ البسمله مشتملة علی
النّسبة الا انّها علی جهة الباطن و التّأويل. والاشارة الی ذلک علی سبيل الاقتصار
هو انه روى عنالصّادق (ع) الباء بهاءالله والسّين سناءالله والميم مجدالله."
(شيخ احمد احسائى، رسائل، ص ١٣٥) یعنی: معلوم است از طريق نصّ که اين سوره را
ميتوان "نسبت رب" ناميد چنانکه در توحيد از قول امام صادق روايت شدهاست
که يهوديان از حضرت رسول (ص) خواستند که خدايت را براى ما منسوب کن. در پاسخ به
اين سؤال حضرت محمّد (ص) سه بار سکوت نمود و آنگاه شروع به تلاوت اين آيهٴ قرآن
کرد قل هواللّه احد الخ. اين امر دلالت ميکند که بسمله شامل نسبت است امّا از طريق
باطن و تأويل و بطور خلاصه حضرت صادق معناى آنرا باشاره چنين بيان فرمودهاست که باء
بهاءالله، سين سناءالله و ميم مجدالله است.
اما اینکه اسم اعظم الهی در بسم الله نهفته است نیز در حدیثی از امام
رضا (ع) ذکر شده است که شیخ احمد احسائی در آثار خود به آن اشاره میکند:
ثمّ اعلم ان البسمله اسمالله الاعظم و فىالدّعا اسألک باسمک الله
الرّحمن الرّحيم و انّما قال الرّضا(ع) انّ بسمالله الرّحمن الرّحيم اقرب الی
الاسم الاعظم من سواد العين الی بياضها لانّ لفظ البسملة الاسم اللّفظى الّذى هو
سواد العين اقرب الی الاسمالمعنوى الّذى هو بياض العين و التمثيل مأخوذ من
ظاهرالظاهر فان البياض عبارة عن البساطة والسّواد عن التّرکيب ... ( رسائل، ص، ١٣٧_ ١٣٦)یعنی، بدان که بسمله اسم اعظم خدا است
چنانکه در دعا آمدهاست ترا سؤال ميکنم به اسمت که الله الرّحمن الرّحيم است و
حضرت امام رضا(ع) فرمودهاست که بسمالله الرّحمن الرّحيم بالنّسبه به اسم اعظم
نزديکتر است از سياهى چشم به سپيدى آن چرا که لفظ بسمله اسمى لفظى است که معادل
سياهى چشم است که به اسم معنوى که معادل سپيدى چشم است نزديکترين چيز ميباشد. و
اين تمثيل از ظاهر ظاهر گرفته شدهاست چرا که سفيدى علامت بساطت است و سياهى علامت
ترکيب ...
حضرت باب نیز در تفسیر خویش از حضرت علی (ع) چنین نقل میفرمایند:
قال علی (ع) سرّ
البسمله فى الباء و سرّالباء فىالنّقطه و اناالنقطة تحت الباء وفىالحديث ظهرت
الموجودات من باء بسمالله الرّحمن الرّحيم. یعنی: حضرت علی (ع) فرمود که سرّ
بسمله در باء است و سرّ باء در نقطه است و من نقطهٴ در ذيل باء هستم. و در حديث
ديگر آمدهاست که همهٴ موجودات از باء بسمالله الرّحمن الرّحيم خلق شدهاند.
اما در آثار انبیای بنی اسرائیل نیز در باب ظهور موعود ( یا رجعت
مسیح) در زمان آخر که از شرق واقع میشود اشارات زیادی به " جلال خداوند =
بهاءالله " شده است.
اشعیای نبیل مینویسد: و جلال خداوند مکشوف گشته، تمامی بشر آن را
با هم خواهند دید زیرا که دهان خداوند این را گفته است(اشعیا باب 40 آیه 5). و
باز مینویسد: زیبائی کرمل ( ببینید مکان را چقدر دقیق ذکر میکند!)
و شارون ... جلال یهوه و زیبائی خدای ما را مشاهده خواهد نمود (اشعیا باب 35
آیه 2.)
و همچنین مینویسد: بر خیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال
خداوند بر تو طالع گردیده است. (اشعیا باب 60 آیه 1.)
حزقیال نبی نیز مینویسد: و اینک جلال خدای اسرائیل از طرف مشرق آمد
... و زمین از جلال او منور گردید ( حزقیال باب 43 آیه 2). و همچنین مینویسد: پس
جلال خداوند از راه دروازه ای که رویش به سمت مشرق بود به خانه در آمد (
حزقیال نبی باب 43 آیه 4.)
یوحنای نبیل نیز از رویایش با این کلمات سخن می گوید: و شهر مقدس
اورشلیم جدید را دیدم که از جانب خدا از آسمان نازل می شود ... و شهر احتیاج ندارد
که آفتاب یا ماه آن را روشنائی دهد زیرا که جلال خدا آن را منور می سازد ...(
مکاشفات باب 21 آیه 1 و 2 و 23.)
و حبقوق نبی می گوید: " زیرا که جهان از معرفت جلال خداوند
مملو خواهد شد به نحوی که آبها دریا را مستور می سازد ( حبقوق باب 2 آیه 14).
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 17:58  توسط بهار
|
بررسی اصل "استمرار ظهور پیامبران و ادیان الهی " با توجه به آیات و احادیث
آیات
قرآن کریم، نه تنها رابطه خدا با بشر را منقطع و باب وحی الهی را مسدود
ندانسته، بلکه بطور صریح و روشن، به ظهور پیامبرانی در آینده جهت هدایت
بشریت بشارت می دهد. در نتیجه، همانطور که در دعای معروف اسلامی آمده است:
یا دائم الفضل علی البریه، فیض و رحمت الهی همواره مستمر می باشد.
همچنین، آیات قاطعه ای در کلام الله مجید، استمرار فیوضات الهی را صراحتا بشارت می دهد. در آیه 109 سوره کهف می فرماید: "قل لوکان البحر مدادا لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا"
(بگو که اگر دریا برای نوشتن کلمات پروردگارمن مرکب شود پیش از آنکه کلمات
الهی به آخر برسد دریا خشک می شود هر چند دریای دیگری باز ضمیمه آن
بنماید). همچنین درآیه 27 سوره لقمان آمده است: "و لو ان ما فی الارض من شجرة اقلام و البحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله ان الله عزیز حکیم"
( و اگر هر درخت روی زمین قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر به
مدد آید از بعد آن باز هم نگارش کلمات خدا نا تمام ماند همانا خدا را
اقتدار و حکمت است).
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
(حافظ شیرازی)
از
سوی دیگر، استمرار ظهور پیامبران ضرورت و مقتضای حکمت الهی بوده و ختم
ارسال پیامبران از جانب خداوند، جهت هدایت و تربیت بشریت، مخالف رحمت الهی
میباشد. چنانچه، علامه کمال بن ابی شریف، صاحب المسامره در شرح المسایره
از کمال ابن همام، در علم کلام، مبحث ارسال رسل میفرمایند: "ارسال الرسل مبشرین و منذرین فی حیز الامکان بل فی حیز الوجوب و الظاهر استمحاله تخلفه،" یعنی ارسال رسل و انذار کنندگان نه تنها در حیز امکان است بلکه از واجبات است و ظاهرا خلاف آن محال است.
همچنین، ابن قیم علیه الرحمه متفوی، در سنه 751 ، در تفسیر خود بنام التفسیر القیم گفته است: " و
ان ارسال الرسل امر مستقر فی العقول یستحیل تعطیل العالم عنه کما یستحیل
تعطیله عن الصانع فمن انکرالرسول فقد انکر المرسل و لم یومن به ولهذا جعل
سبحانه الکفر برسله کفرا به،" یعنی ارسال پیامبران امری است که از
نظر عقول انسانها ثابت و پایدار است و تعطیل عالم از آن از محالات است
همانطور که نسبت تعطیل آن به خداوند هم از محالات است بنابراین هر کس
پیامبر را انکار نمود خدا را انکار نموده و به او ایمان ندارد و از اینجهت
است که خداوند کفر به رسولانش را کفر به خودش دانسته است.
باری، از قاطع ترین دلایل مبنی بر استمرار ظهور پیامبران و در نتیجه
ادیان آسمانی، آیاتی از قرآن شریف می باشد که صراحتا بشارت می دهد، که
رسولانی در آینده برای هدایت خلق مبعوث خواهند شد. چنانچه، خداوند در آیات
34 و 35 سوره اعراف می فرماید: " ولکل
امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و لایستقدمون. یا بنی آدم اما
یاتینکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی فمن اتقی و اصلح فلاخوف علیهم و لاهم
یحزنون" (هر قومی را اجل و دوره معینی است که چون فرا رسد لحظه ای
مقدم و موخر نتوانند کرد. ای فرزندان آدم چون پیغمبرانی از جنس شما بیایند
و آیات مرا برای شما بیان کنند پس هر که تقوی پیشه کرد و به کار شایسته
شتافت هیچ ترس و اندوهی بر آنها نخواهد بود).
شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان که مهمترین تفسیر شیعه می باشد در ذیل تفسیر یا بنی آدم می نویسد: "هو خطاب یعم جمیع المکلفین من بنی آدم من جائه الرسول و من جازان یاتیه الرسول،"
یعنی آن کلمه خطابی است عمومی، جمیع مکلفین را از بنی آدم، چه کسانی که
آمده است آنها را رسول و چه کسانی که جایز است که بیاید ایشان را رسول.
بنابراین، " آیه 34، خبر از انقضای دوره هر امت داده و چون اسلام هم امت
محسوب، پس دارای انقضاء خواهد بود و برای تاکید این معنی پس از این آیه
خداوند ذکر ارسال رسل را با صیغه مضارع موکد ادوات تاکیدیه (یاتینکم) که
مختص به استقبال است اخبار می فرماید ( پسوند نون تأکید در " یأتینّ " فعل
را در وضعیت موکد قرار می دهد)". لازم به ذکر است که، اینگونه فعل باز هم
در قرآن مجید در آیه 38 سوره بقره آمده که ترجمه آن به نحوی صحیح تر صورت
گرفته است: "فاما یاتینکم منی هدی" ( هر آینه شما را از سوی من هدایت خواهد آمد).
در تفسیر آیه و لکل امة اجل (هر قومی را اجل و دوره معینی است)، در تأئید
اینکه برای امت حضرت محمد (ص) نیز اجل و دوره معینی است در مبحث شصت و
هفتم کتاب الیواقیت و الجواهر عبدالوهاب شعرانی و همچنین در نجم الثاقب
میرزا حسین نوری مذکور است که، پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: " ان صلحت امتی فلها یوم و ان فسدت فلها نصف یوم و ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون"
( اگر امت من صالح و نیکوکار باشند اجل و مدت ایشان یک روز است و اگر فاسد
و بدکار باشند نصف روز که همانا روز در نزد خدا هزار سال است).
ایضاً، در ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار، توسط مرحوم حسن بن محمد
ولی ارومیه رحمة الله علیه (انتشارات جاویدان)، در صفحه 49 مذکور است: در
عیون اخبار رضا از عبدالله بن محمد صائغ او از محمد بن سعید او از حسن بن
علی او از ولید بن مسلم او از صفوان بن عمر و او از شریح بن عبید او از
عمر و بکائی او از کعب الاخبار روایت کرده او در خصوص خلفا گفته که ایشان
دوازده نفرند زمانی که ایشان رفتند و طبقه صالحه آمدند خدا عمرهای ایشان
را طولانی میکند چنین وعده کرده است خدای تعالی به این امت بعد ازآن ابن
عباس این آیه را خواند " وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم "
راوی گوید که مثل این را خدای تعالی درباره بنی اسرائیل کرد و بر خدا گران
و مشکل نیست که این امت را در یک روز یا در نصف روز جمع بکند بعد از آن
خواند "و ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون".
همچنین، از جمله دلایل دیگر در خصوص ارسال پیامبران از جانب خداوند، آیه 2 سوره نحل میباشد: " ینزل الملئکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون
"(خدا فرشتگان روح را به امر خود بر هر یک از بندگان بخواهد میفرستد تا او
مردم را اندرز داده و از عقوبت شرک بخدا بترساند و به شما بندگان بفهماند
که عالم را جز من خدایی نیست پس از عقاب من بترسید).
در مقام دیگر، در آیه 15 سوره غافر آمده است: " رفیع الدرجات ذوالعرش یلقی الروح من امره علی من یشاء من عباده لینذر یوم التلاق"
( که او دارای مراتب رفیع و صاحب عرش عظیم است، روح را به امر خود بر هر
که از بندگان بخواهد می فرستد تا خلق را از روز قیامت بترساند). و با
استناد به آیه 56 سوره فرقان، آیه 28 سوره سبا، و آیه 9 سوره احقاف فقط
پیامبران انذار دهنده گانند. حضرت ابوالفضل گلپایگانی در توضیح آیه 15
سوره غافر می فرمایند: " هر کسی از قواعد عربیت مطلع و مستحضر باشد می
فهمد که کلمه یلقی الروح به لفظ مستقبل نازل شده، یعنی بشارت به حادثه
آتیه است نه اخبار از امور ماضیه و صریح است بر اینکه انزال روح الامین و
بعث نذیر مبین، منوط به اراده مشیت اوست که هر وقت اراده فرماید نذیری
مبعوث خواهد فرمود".
همچنین، در قرآن شریف تصریح شده است که خداوند برای هر دوره ای کتابی
مقرر فرموده (لکل اجل کتاب)، بنابراین هر کتابی برای زمان و موقعی خاص می
باشد. همه این کتابها از مبدأ و سرچشمه واحدی نشأت می گیرد و منشأ آنها ام
الکتاب می باشد، كتاب ثابتي كه جامع و در برگيرنده همه مفاهیم كتب الهي
است و به تناوب در قالب كتب خاص مربوط به هر دور، ظهور می نماید. باری،
خداوند در آیات 39 – 38 سوره رعد میفرماید: "و ما کان لرسول ان یاتی بایة الا باذن الله لکل اجل کتاب یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب"
یعنی و هیچ پیغمبری را نرسد که بی اذن خدا آیه ای آورد، که هر دوری کتابی
دارد. خداوند هر چه را خواهد محو و هر چه را خواهد اثبات می کند و مادر
کتاب ها نزد اوست. بنابراین، از آنجا که جامعه بشری و قوانین اجتماعی
پیوسته دستخوش تغییر میباشند، ظهورات الهی نیز همواره تجدید شده تا
قوانینی مطابق با مقتضیات زمان، با شرایط و احتیاجات مربوط به زمان خاص
خود ارائه دهند.
از جمله دلایل بر بطلان عقیده ختم سلسله رسالت و فیض الهی، آیات کلام
الله مجید خطاب به اقوامی می باشد که پیامبر خود را آخرین پیامبر و شریعت
خود را غیر قابل تغییر میدانستند. فی المثل، خداوند نگرش پیروان حضرت یوسف
را که معتقد بودند، پس از در گذشت پیغمبری، پیغمبر دیگری از جانب خدا
مبعوث نمی گردد، مورد سرزنش و انتقاد قرار می دهد، چنانچه در آیه 34 سوره
غافر میفرماید: " و
لقد جاءکم یوسف من قبل بالبینات فما زلتم فی شک مما جاءکم به حتی اذا هلک
قلتم لن یبعث الله من بعده رسولاً کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب "
یعنی و پیش از این یوسف بسوی شما با معجزات و ادله روشن آمد و دایم از
آیاتی که برای شما آورد در شک و تردید بماندید، تا آنکه یوسف از دنیا
برفت، گفتید که دیگر خدا از بعد او هرگز رسولی نمی فرستد. بلی این چنین
خدا مردم مسرف ( ستمگری) را که در شک و تردیدند به گمراهی و خذلان خود وا
می گذارد". بنابراین، پیروان حضرت یوسف معتقد بودند که بعد از حضرت یوسف
دیگر پیامبری نخواهد آمد ( لن یبعث الله من بعده رسولاً) و به عبارتی او
را خاتم النبیین دانستند. خداوند در این آیه این نوع تفکر را ضلالت خوانده
و اعتقاد به قطع فیض الهی را در مورد هر پیغمبری، اسراف در حق او خوانده
است و تصریح فرموده که این نوع تفکر گمراهی است.
و ایضاً، یهودیان نیز که به عقیده مسدود بودن فیض الهی متسک شدند مورد
لعن خداوند قرار گرفتند، چنانچه، در آیه 64 سوره مائده خطاب به آنها آمده
است: " و
قالت الیهود ید الله مغلولة غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه
مبسوطتان ینفق کیف یشاء و لیزیدن کثیرا منهم ما انزل الیک من ربک طغیانا و
کفرا" یعنی و یهود گفتند دست خدا بسته است و دست خودشان بسته شد و
آنها به خاطر این گفتار به لعن خدا گرفتار گردیدند بلکه دو دست خدا گشاده
است و هرگونه بخواهد بر خلق انفاق می کند و همانا قرآنی که به تو نازل گشت
بر کفر و طغیان بسیاری از اهل کتاب بیفزود".
در تفسیر صافی در ذیل همین آیه در تفسیر بسته بودن دست خدا (ید الله
مغلولة) از امام صادق (ع) مذکور است که یهود گفتند خداوند از فرمان و امر
فارغ گشته و دیگر نه چیزی کم میشود و نه چیزی زیاد. بنابراین یهودیان نیز
معتقد شدند که باب فیض و رحمت الهی مسدود شده و تشریع شرایع برای همیشه
مقطوع گردیده است، و بعبارتی حضرت موسی را خاتم النبیین خواندند و اظهار
داشتند که " تمام علوم اولین و آخرین در تورات منظور گشته و علم واسع الهی
محدود به آیات تورات است". در نتیجه، دست خدا را بسته دانستند و این تفکر
باعث شد که قرآن مجید را رد کردند، که خداوند اینگونه تفکر را مورد لعن و
سرزنش قرار داده و تصریح می فرماید که دست خدا گشوده و فیض الهی نا محدود
می باشد و هر زمان که خداوند اراده فرماید رسولی مبعوث کرده و بر بندگانش
انفاق میکند.
در تأئید آیات قرآنی که ذکر شد، از قاطع ترین دلایل بر استمرار ظهور
پیامبران الهی و ادیان الهی، احادیث مرویه موجود در باب ظهور قائم می
باشد، در تایید اینکه موعود مسلمین، قائم آل محمد، نیز دارای مقام شارعیت
بوده و با دین جدید و کتابی جدید قیام خواهد نمود. در ترجمه جلد سیزدهم
بحار الانوار توسط مرحوم حسن بن محمد ولی ارومیه رحمة الله علیه، در صفحه
550 آمده است: " شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از طالقانی او از جعفر بن
مالک او از حسن بن محمد سماعه او از احمد بن حرث او از مفضل بن عمر از
صادق (ع) او از پدرش (ع) روایت نموده که آنحضرت فرمود که در وقتیکه قائم
(ع) قیام میکند این آیه را تلاوت می فرماید (( ففررت منکم لما خفتکم فوهب
لی ربی حکما و جعلنی من المرسلین)) یعنی از شما گریختم در وقتیکه از شما
ترسیدم پس پروردگار من شریعتی و نبوتی بمن عطا فرمود و مرا از جمله
فرستادگان گردانید".
همچنین از همان ماخذ، در صفحه 610 آمده است: " سید علی بن عبدالحمید در
کتاب الغیبه باسناد خود از باقر (ع) روایت نموده که آن حضرت فرمود چون
قائم ما اهل بیت ظهور می کند این آیه را تلاوت می نماید:" ففرت منکم لما
خفتکم فوهب لی ربی حکما" یعنی در وقتیکه از شماها فرار نمودم پس پروردگار
من نبوت و پیغمبری عطا فرمود پس از هلاکت نفس خود ترسیدم فرار کردم وقتی
که خدای تعالی بمن اذن داد و کار مرا اصلاح نمود ظهور کردم و نزد شما
آمدم".
همینطور، در جلد سیزدهم بحار الانوار صفحه 195 آمده است: " عن
ابی بصیر قال قال ابو جعفر (ع) یقوم القائم بامر جدید و کتاب جدید و قضا
جدید علی العرب شدید لیس شانه الا بالسیف لا یستنیب احدا و لا تاخذه لومة
لائم " یعنی ابو بصیر از حضرت امام محمد باقر علی السلام روایت می
کند که فرمود قائم به امر جدید و کتاب جدید و قضاوت جدید قیام می کند، بر
عرب سخت است شأن او جز شمشیر نبوده و جانشین انتخاب نمی کند و ملامت ملامت
کنندگان در او اثری نخواهد داشت" ( کتاب جدید مسلما باید کتابی غیر از
کتاب قبل، یعنی قرآن، باشد تا معنای جدید در این حدیث مشخص شود).
در صفحه 230 جلد 52 بحارالانوار از اما باقر (ع) روایت شده است: ... هرگاه
مهدی خروج کند به امر جدید و کتاب جدید و سنت جدید ... قیام خواهد کرد.
مجلسی علیه الرحمه در باب علامات ظهور از مجلد غیبت بحار از ابو بصیر
روایت می فرماید که حضرت ابی جعفر علیه السلم فرمود: "فوالله لکانی انظر الیه بین الرکن و المقام یبایع الناس بامر جدید و کتاب جدید و سلطان جدید من السماء"
یعنی پس قسم به خدا که گویا می بینم قائم را میانه رکن و مقام که با مردم
مبایعت میفرماید به امری تازه و کتابی تازه و سلطنتی تازه که از آسمان
نازل شده است.
همچنین، در ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار توسط مرحوم حسن بن محمد ولی
ارومیه رحمة الله علیه، در صفحه 610 مذکور است: محمد بن عبدالله در کتاب
الغیبه از ابن عقده او از علی بن حسن او از پدرش او از رفاعه او از
عبدالله بن عطار روایت نموده او گفته از باقر ( ع) پرسیدم که آیا قائم (ع)
وقتیکه قیام می کند بکدام طریق در میان خلایق رفتار می نماید فرمود که بر
هم می زند آن احکام را که پیش از او بود چنانچه رسول خدا احکام سابقه را
برهم نمود و اسلام تازه احداث می کند ( ملاحظه کنید که میفرماید، قائم نیز
مانند حضرت رسول (ص) احکام سابقه را بر هم می زند و در نتیجه مانند حضرت
رسول دین جدیدی می آورد که همان دین خدا پرستی، یعنی اسلام است (چنانچه در
احادیث فوق نیز آوردن دین جدید توسط قائم صراحتا ذکر می شود)، و نظر به
اتحاد پیامبران الهی، همان دیانت کلی الهی یعنی اسلام می باشد و یک دین
بیش نیست که مرتبا تجدید می شود و در بخش معنای اسلام به آن پرداختیم).
و در صفحه 338 جلد 52 بحار الانوار از امام صادق علیه السلام روایت شده: "اذا قام القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله صلی الله علیه و آله فی بدو الاسلام الی امر جدید"
یعنی وقتی که قائم علیه السلام قیام نماید، چیز جدیدی می آورد چنانچه در
بدو اسلام رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را به سوی امر جدیدی فرا می
خواندند (بنابراین، در این حدیث تصریح شده که قائم دارای مقام نبوت می
باشد و همانطور که حضرت رسول (ص) در ابتدای اسلام خلق را به شریعت و امر
جدیدی دعوت کرد، قائم نیز همین کار را میکند).
گفت در قرآن خدا با عقل كل
سنت ما بود ارسال رسل
سنت الله را ز پي تبدیل نیست
زان در ارسال رسل تعطیل نیست
باری، در آیه 75 سوره حج مذکور است: "الله یصطفی من الملائکة رسلا و من الناس ان الله سمیع بصیر"
( خداست که از میان فرشتگان و آدمیان رسولانی بر می گزیند، که همانا
خدا(به سخن عالمیان) شنوا و (به لیاقت آنان) بیناست) و خداوند همواره برای
هدایت خلق رسولانی مبعوث میفرماید و در این سنت الهی هیچ تغییری نیست، "و سنة من قد ارسلنا قبلک من رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا" ( بنی اسرائیل، 79 ) یعنی، سنت آنان که بتحقیق فرستادیم قبل از تو رسولانمان را و نیابی مر سنت ما را تغییری.
خواجه نصیرالدین طوسی، در قسمت سیر و سلوک از کتاب شرح اشارات می فرمایند:
بدان که همه مقالات از یک اصل منشعب شده است وهمه مذاهب از یک شخص ظاهر
شده و همه بجای خویش و بوقت خویش حق بوده و (ما یبدی الباطل و ما یعید)
الا آنکه هر روزگاری قومی از نکته غافل مانده اند و به حجباتی محجوب شده،
دین حق و راه راست که از تغییر و استحاله و تکثیر و منافقت منزه است همیشه
یک دین و یک راه بوده است و خواهد بود، (لا مبدل لکلمات الله) اما در هر
وقت چنانکه حکمت الهی و عنایت ایزدی اقتضاء آن می کند فرمانی مشتمل بر
مصالح اعمال و خطابی متضمن خیرات و حسنات اضافی از حق بخلق برسد و خلق در
آن دو مذهب گیرند قومی آنرا قبول کنند طوعا او کرها منقاد شوند و رقم
اسلام بمثل برایشان گشته و قومی از آن ابا کنند و بر سنت لم اکن لا سجد
البشر اظهار نمایند و برقم کفر موسوم شوند.
حسن الختام این مبحث، بیانی از حضرت عبدالبهاء، مبین و مفسر آثار دیانت بهائی، را زینت بخش این مقال می کنیم که می فرمایند: "هنگامیکه
وحی الهی بر پیامبران نازل می شود آنان سخنگوی خدا می شوند و نباید عشق و
محبت به یکی از این پیامبران، انسان را از مشاهده جمال دیگر پیامبران
محروم سازد ... عشق به نور نباید انسان را عاشق چراغ کند بلکه انسان باید
شیفته نور باشد از هر محلی که بتابد ... پس بايد انسان طالب حقيقت باشد آن
حقيقت را در هر ذات و مقري يابد واله و حيران گردد و منجذب فيض يزدان شود
مانند پروانه عاشق نور باشد در هر زجاجي بر افروزد و به مثابه بلبل عاشق
گل باشد در هر گلشني برويد ".
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 17:52  توسط بهار
|
اول اینکه با وجودی که پیامبران خدا به وحی الهی به همه جزئیات و علائم و
آثار و نشانه های پیامبر بعد واقف و مطلعند و می توانند همه آنها را جامع،
کامل و دقیق تعیین کنند اما هرگز سنت آنها بر این نبوده که این چنین عمل
کنند و در هیچ زمان و هیچ وقت اتفاق نیفتاده که این نشانه ها را به صورتی
بیان کنند که جای هیچگونه شک و شبهه و ابهامی برای احدی نماند و زمینه ای
برای بحث و گفتگو باقی نباشد .در هیچ دوره ای تاریخ به یاد ندارد که چنین
پدیده ای به ظهور رسیده باشد و به صورت ظاهر ظاهر بشارات بر پیامبر تطبیق
کرده،همه مردم را متفقا قانع نموده باشد.
دلیل آن را هم میتوان بر اساس اشاراتی که در همان کتب آسمانی وارد
گشته اینگونه بیان نمود که تطبیق بشارات و علائم و نشانه های از پیش تعیین
شده بر مدعی ظهور و کشف حقیقت خود توانایی و شایستگی خاصی را می طلبد که
عمدتا مبتنی بر انصاف،سعه صدر و معرفت تام از دین و شناخت هدف و انگیزه
پیامبران است که این مورد خود امتحانی سخت برای منتظران ظهور است تا افراد
صالح و شایسته از دین داران اسمی و ظاهری و تقلیدی ممتاز و معلوم گردد تا
در آستانه شروع تحول جدید و تجدید دین که نیاز به وجود افراد صالح و
فداکار است این افراد به عنوان الگویی برای سایر مردمان جلوه کنند.
بنابراین می توان گفت تشخیص تطبیق بشارات کتب آسمانی برموعود کاملا
میسر است اما برای افراد واجد الشرایط یعنی با شرط انصاف و روحیه تحقیق و
اهتمام به کشف حقیقت و شایستگی تشخیص حق از باطل ،که در این صورت این
بشارات باعث هدایت طالبان به حق و حقیقت و مقصود خواهد گردید.
مطلب دوم اینکه ارزش روایات و احادیث حتی نقل اقوال در موضوع بشارات
با موضوعاتی مانند فقه و احکام و مسائل تاریخی فرق دارد.در مورد موضوعات
نوع دوم باید تنها و تنها به منابع موثق و قابل قبول پرداخت و اعتمادی به
احادیث و روایات ضعیف و اقوال افراد نیست اما در مورد بشارات علاوه بر
اقوال صحیح و موثق در بعضی موارد هم احادیث و روایات هرچند ضعیف باشد و
همچنین اقوال بزرگان به عنوان مستندی قابل اعتنا و قابل قبول تلقی می شود
.
دلیل این تفکیک این است که در مباحث تاریخی و فقهی آنچه مورد توجه و
مد نظر است موضوع روایت و حدیث است لذا باید معتبر باشد اما در بشارات نظر
منحصرا در موضوع نیست بلکه بعضی اوقات کلیت بشارات مد نظر می باشد در این
صورت اخبار و روایات هرچند هم ضعیف باشد در اثبات دعوی می تواند مفید
باشد.مثلا اگر راوایاتی ضعیف واقعه ای را در زمان ظهور در شهری مانند
خراسان بشارت دهد و روایات دیگر موضوع دیگری را در اصفهان و احادیث دیگر
در آذربایجان و به همین طریق در رابطه با اکثر شهرهای ایران روایات بسیار
نقل شده باشد و همگی مشترکا موضوعی از ظهور قائم را در آنها منظور نموده
باشند ، حال اگر نخواسته باشیم این موضوعات و وقایع خاص این شهرها را
استناد کنیم و موضوعات حدیث را ثابت نماییم و فقط نظر بر این باشد که
اثبات نماییم به طورکلی ظهر از ایران است، این روایات قابل استناد و مثمر
ثمر است زیرا بر اساس علم آمار و احتمالات عقلا صحیح نمی باشد که روایات
زیادی تصادفا باهم موافق آیند بنابراین کثرت این اخبار که همه وجه مشترک
دارند به آنها حالت تواتر می دهد و کلیت موضوع به خاطر کثرت این روایات
اثبات می شود.
مطلب سوم اینکه بشارات کتب آسمانی در مورد ظهور در آخرالزمان در سه سطح آمده:
الف) ساده بدون احتیاج به استدلال
ب) مبتنی بر استدلال و احتجاج
ج) رمزگونه و به صورت معما و عمیق مبتنی بر پیوند درونی با مبدأ
الف) بشارات ساده:
این بشارات در چهار موضوع مورد بحث قرار می گیرد:
1 ) سال ظهور 2) محل ظهور 3) حوادث ظهور 4) علائم و نشانه های مظهر ظهور
1) سال ظهور
سال ظهور دو ساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الاولی سال 1260 هجری قمری
اینک بشاراتی را که در کتب آسمانی آمده و همگی سال ظهور را سال 1260 تعیین می نمایند مرور می نماییم.
زرتشت می گوید زمانی که از آئین تازی 1200 سال گذشت ( که حدوداً منطبق
با سال 1260 می باشد) و تمام خار گشت از دودمان تو کسی را بر انگیزانم.(1)
دانیال بشارت می دهد که صبح ظهور در سال 1844م. مطابق با سال 1260 هجری طالع می شود.(2)
یوحنا در مکاشفات خود دوره شریعت و نبوت بعد از مسیح را سال 1260بیان میکند.(3)
یوحنا مدت ضبط اورشلیم (که در دوره اسلام صورت میگیرد) را 42 ماه یعنی 1260 سال تعیین می کند.(4)
یوحنا القاء روح حیات را در شریعتی که بعد از مسیح می آید بعد از سه روز و نیم یعنی 1260سال تعیین می کند.(5)
دانیال زمان وقوع وعده را یک زمان و دو زمان و نصف زمان یعنی سال 1260ذکر نموده است. (6)
محمد ناظم الاسلام سال ظهور قائم را بر اساس بشارت قرآن 70 سال بعد از
سال 1260 محاسبه کرده است. که اگر انتهای دوره تدبیر را که او غیبت صغری
گرفته از حساب او حذف شود همان خواهد بود. (7)
شیخ حسین اخلاطی در شعرش سال ظهور رب را بعد ازسنه 1200 دانسته که به نحوی 1260 را شامل است. (8)
محی الدّین ابن عربی ، فیلسوف و عارف معروف ، قیام مهدی را در سال 1260 خبر داده است. (9)
جوهری در طوفان البکاء از علم نجوم سال ظهور را بدست آورده و می گوید
وقتی کواکب به خانه های خود رفتند همان سال ظهور است. او از 1256 خبر می
دهد. (10)
ادونتیست ها: ظهور موعود را در سال 1844م. تعیین نموده که مطابق با سال 1260 هجری است. (11)
ابا لبید مخزومی از امام باقر نقل نموده که حروفات اول سوره های قرآن
تاریخ قیام یک نفر از بنی هاشم است و قائم ما در ( المر) ظاهر می شود که
به حساب ابجد سال 1260 میشود. (12)
آثار اسلامی و عدد 1000 در ارتباط با ظهور مهدی موعود
قرآن
در کشف الآیات قرآن آمده است: در اعتقاد به روز 1000 ساله و قیام دولت حقه سه آیه (سجده 4 – حج 47 ) : (13)
سوره سجده آیه 4: 1000 سال ، اتمام دوره بازگشت امر خدا به سوی اوست.(14)
سوره حج آیه 47 : 1000 سال وعده خدا به شماست و او هرگز خلف وعده نمی کند. (15)
سوره سبا آیه 30 : وعده خد ایک روز است که به حساب او 1000 سال می شود و یک ساعت هم جلو و عقب نمی گردد. (16)
حدیث اهل سنت
عبد الوهاب شعرانی در پاسخ به این سؤال که اجل امت اسلام تا کی خواهد
بود از حضرت رسول اکرم نقل نموده که فرمودند: اگر امت من صالح باشند یک
روز ( 1000 سال) مهلت دارند و اگر فاسد شوند نصف روز. (500 سال) (17)
حدیث شیعه
بروایت علامه مجلسی در بحار الانوار جلد 13: برای خداوند مشکل نیست که در مدت 1000 سال این امت را جمع کند. (18)
بشارت علما، عرفا و شعرا
محمد ناظم الاسلام در کتاب "علائم الظّهور للمهدی الموعود" می نویسد: 1000 سال بعد از دوره تدبیر اسلام، قائم ظاهر می شود. (19)
عطار در شعر خود برای هر پیامبری حدوداً 1000 سال تعیین نموده است و
معتقد است چون 6000 سال که دور 6 پیامبر است به اتمام رسید قائم ظاهر می
شود. (20)
جوهری در طوفان البکاء روایتی نقل می کند که گفته شده عمر قائم که به 1000 رسید ظهور می نماید. (21)
شاعر بزرگ نظامی گنجوی بر اساس حدیثی که پیامبر اسلام دوره اسلام را
هزار یا پانصد سال تعیین فرموده در شعرش گوید 1000 سال زیاد است همان
پانصدوهفتاد سال کافی است و ارزوی تعجیل درظهور نموده است. (22)
شیخ جلال الدین سیوطی از علمای اهل تسنن فتوای بعضی از علما را
ذکرنموده که گفته اند خروج مهدی در صده ی دهم یعنی انتهای 1000 سال است.
(23)
دهخدا به نقل از مجمل التواریخ و القصص دوره اسلام را هزاره آخرین از هفت دور پیامبران یعنی 1000سال) نقل نموده. (24)
ارتباط عدد 1000 و عدد 1260 در اسلام
قرآن کریم عدد 1000 را 3 بار بشارت داده است ( سجده، حج، سبا). اما
عدد 1260 بیان گر دوره کامل اسلام است، از ابتدای هجرت تا انتهای دوره
امامان. عدد 1000 فقط درباره عصر تکوین است. این مطلب را در انتهای فصل از
زبان محمد ناظم الاسلام که به قرآن استناد نموده می خوانید.
عصر رسالت و امامت روی هم 260 سال ( از هجرت تا فوت آخرین امام حاضر)
عصر تکوین و عروج 1000 سال ( انتهای دوره امام تا انتهای دوره اسلام و ظهور مهدی)
مجموع 1260 سال
منابع و مآخذ و توضیحات
1. در نامه ساسان پنجم چنین آمده :چون بدی در شما پدیدار شود از تازی
ملت کسی ظاهر شود که کلامش پیچیده و زبانش سخت باشد و آئینی آورد که به
مانند درخت گل است و خار در او دیده نشود و چون ششصد سال از او بگذرد نصف
خار شود و نصف گل ماند و چون هزار و دویست واندی از آن بگذرد تمام خار شود
و گل در آن دیده نشود اگر نماند از مهین چرخ دمی برانگیزانم از دودمان تو
کسی را و کیش و آئین به او سپارمش باز( در نامه ساسان پنجم از کتاب
زرتشت.)
2. و مقدّس متکلّمي را شنيدم و هم مقدّس ديگريرا که از آن متکلّم
ميپرسيد که رؤيای قربانی دائمی و عصيان خراب کننده تا بکی ميرسد و مقام
مقدّس و لشکر بپايمالی تسليم کرده خواهد شد و بمن گفت که تا بدو هزار و
سيصد شبانه روز آنگاه مقام مقدّس مصفّی خواهد گرديد " تا آنکه ميفرمايد تا
آنکه می فرماید این رویا نسبت به زمان آخر دارد یعنی این فلاکت و این
خرابیت و این حقارت تا کی میکشد یعنی صبح ظهور کی است پس گفت تا 2300
شبانه روزآنگاه مقام مقدس مصفا خواهد شد. پس از تاریخ صدور فرمان ارتحشستا
به تجدید بنای بیت المقدس تا یوم ولادت حضرت مسیح 456 سال است و از ولادت
حضرت مسیح تا یوم ظهور حضرت اعلی 1844 سنه است و چون 456 سال را ضمّ بر
این کنیم 2300سال می شود یعنی تعبیر رویای دانیال در سنه 1844 میلادی واقع
شد و آن سنه ظهور حضرت اعلی بود به نص خود دانیال. (فصل هشتم،آیه سیزدهم
از کتاب دانیال) برای توضیح به متن کتاب مفاوضات که در انتها آمده مراجعه
شود.
3. و به دو شاهد خود خواهم داد که پلاس پوشیده مدت 1260 روز نبوت
نمایند (باب یازدهم آیه اول.) برای توضیح بیشتر به متن کتاب مفاوضات که در
انتها آمده مراجعه شود.
4. نئی ای مثل عصا به من داده شد و مرا گفت برخیز و قدس خداو مذبح و
آنانی را که در آن عبادت میکنند پیمایش نما و صحن خارج قدس رابیرون انداز
و آنرا مپیما زیرا که به امتها داده شده است و شهر مقدس را 42 ماه پایمال
خواهند نمود. (مکاشفات یوحنا باب یازدهم آیه اول) برای توضیح به متن کتاب
مفاوضات که در انتها آمده مراجعه شود.
5. بعد از سه روز و نیم روح حیات از خداوند بدیشان در آمد که بر پاهای
خود ایستادند و بینندگان ایشان را خوفی عظیم فرو گرفت. (مکاشفات یوحنا باب
یازدهم آیه اول)
برای توضیح به متن کتاب مفاوضات که در انتها آمده مراجعه شود.
6. به یکی مرد ملبس شده به کتان که بالای آبهای شهر می ایستاد گفت که
انجام این عجائبات تا به چند می کشد و آن مرد ملبس شده به کتان را که
بالای آبهای شهر می ایستاد شنیدم در حالتی که دست راست و دست چپ خود را به
سوی آسمان بلند کرده به حی ابدی سوگند یاد نمود که برای یک زمان و دو زمان
و نصف زمان خواهد بود و چون پراکندگی قوت قوم مقدس به انجام رسد آنگاه همه
این امور به اتمام خواهد رسید.(باب دوازدهم آیه ششم از کتاب دانیال) برای
توضیح به متن کتاب مفاوضات که در انتها آمده مراجعه شود
7. علّامه ناظم الاسلام در کتاب علائم الظهور للمهدی الموعود در مورد دوره
هزار ساله چنین استنباط نموده که دوره اول یعنی دوره تدبیر مربوط به قسمت
اول سوره سجده (یدبر الامر) است که از زمان هجرت تا انتهای غیبت صغری یعنی
سال 330 خواهد بود و دوره دوم که هزار سال باید طول بکشد از غیبت صغری تا
ظهور حضرت مهدی است که مجموعا (1330=1000+330) 1330 خواهد بود. این عالم
بزرگ اسلامی بعد از این احتساب اینگونه نتیجه گیری نموده که ان شاءالله در
سال 1330 چشم همه ما به جمال امام زمان روشن خواهد شد.
استدلال بهائیان و این عالم اسلامی مشابه هم اند. تفاوت فقط دراین
است که چون بهائیان غیبت صغری را قبول ندارند انتهای دوره تدبیر را فوت
امام حسن عسگری یعنی سال 260 هجری حساب نموده اند لذا 260 را به 1000 جمع
می کنند و 1260 را سال ظهور می دانند.
8. شیخ حسین اخلاطی اشعاری دارد که سال ظهور را تعیین نموده است :
یجئ رب لکم فی النشأتین لیحی الدین بعد الرا و غین یعنی کسی که رب شما
در دو عالم است ظهور خواهد نمود تا دین را احیا کند بعد از را و غین . را
200 سال و غین 1000 سال است.یعنی بعد از 1200 ظاهر می شود.
9. ابن عربی فیلسوف و عارف بزرگ اسلامی شعری دارد که شیخ محمد باقر
موسوی خوانساری در کتاب روضات الجنات برخی از ابیات آن را نقل نموده ودر
آن ابیات گوید مهدی در سال هزارو دویست و شصت هجری قمری ظاهر می شود.
10. قول دیگر اهل زیج گویند هفت شاه که هفت کواکبند دو مرتبه به اتفاق به
خانه های خویش داخل شدند هر مرتبه آشوب عظیمی در عالم برپاشد .یک مرتبه
سالی که طوفان نوح شد و مرتبه ثانی سالی که مظلوم کربلا جناب سید الشهداء
در صحرای کربلا به درجه رفیع شهادت رسید و در سنه هزارو دویست و پنجاه و
شش نیز کواکب به خانه های خود داخل خواهند شد و عجیب تر از ظهور آن حضرت
به نظر نمی رسد. (طوفان البکاء – صفحه 418 – تألیف جوهری)
11. مطالب مربوط به ادونتیست ها به علت تفصیل و شرح زیاد به کتب آنها مراجعه شود.
12. عیاشی در تفسیر خود از ابو لبید مخزومی روایت می کند که امام پنجم
فرمود :ای ابو لبید دوازده تن از اولاد عباس به سلطنت می رسند ،چهار نفر
آنها بعد از هشتمین آنان به قتل می رسد، یکی از آنها به گلودرد جان
میدهد،عمر آنها کوتاه مدت دولتشان قلیل و سیرتشان پلید می باشد یکی از
آنها فاسق کوچکی ملقب به هادی و ناطق و غاوی است.
ای ابو لبید در حروف مقطعه قرآن علم سرشاری است .وقتی خداوند الم ذلک
الکتاب را نازل فرمود محمد قیام کرد تا آنجا که نور وجود اقدسش آشکار گشت
و سخنان وی در دلهای مردم جا گرفت.هنگام ولادت او هفت هزار و یکصد و سه
سال از آغاز خلقت آدم ابوالبشرمی گذشت.سپس فرمود بیان این در حرف مقطعه
قرآن وقتی بدون تکرار آنرا بشماری هست هیچ یک از این حروف نمی گذرد جز
اینکه یکی از بنی هاشم در موقع گذشتن آن قیام می کند. آنگاه فرمود "الف"
یک،"ل" سی ، "م" چهل و "ص " در المص نود است که جمعا صد و شصت و یک می
باشد. بعد از آن ابتدا قیام امام حسین در "الم الله لا اله " بود وقتی
موعد او به سر رسید قائم بنی عباس قیام می کند و چون آن بگذرد قائم ما در
"المر"قیام می کند پس آنرا بفهم و در خاطر بسپار و از دشمنان پوشیده دار.
تبصره: در کتابهایی که بر رد بهائیان نوشته اند تنها ایرادی که بر این
حدیث گرفته اند این است که اولا این حدیث ضعیف است که ما در این مورد در
مقدمه توضیح دادیم ،ثانیا مواردی که در ابتدای حدیث گفته چند سال کم و
زیاد دارد ثالثا حساب بهائیان اشتباه است زیرا آنان "الر" را به "المر"
عوض نموده اند و این را به عنوان دزدی بهائیان در حدیث ذکر نموده اند که
ما عینا جملات این حدیث و جملات این اتهام را جهت رفع سوء تفاهم آورده
ایم.
در صفحه 873 کتاب مهدی موعود( ترجمه جلد 13 بحارالانوار- مترجم علی دوانی) چنین آمده :
اما ایراد به خود گلپایگانی(مقصودش یکی از دانشمندان بهائی است)اولا
در حدیث میگوید قائم ما در "الر" قیام می کند ولی گلپایگانی آنرا به
"المر"تغییر داده تا حسابش درست آید و این بزرگترین خیانت اوست که عنوان
تحریف و دزدی دارد.
متن این حدیث که به عربی است در تفسیر صافی صفحه 21 آمده است که ما آنرا به صورت اصل حدیث نقل می کنیم:
و یقوم قائمنا عند انقضائها بالمر فافهم ذلک و عدّ و اکتمه، یعنی قائم ما در وقتی که حروف قرآن به الم برسد قیام می نماید.
13. کشف الآیات قرآن- انتشارات محمد علی علمی- صفحه 26- در اعتقاد به روز هزارساله و قیام دولت حقّه سه آیه.
14. این آیه مبارکه می فرماید :خداوند امر خود را از آسمان به زمین سر
و سامان میدهد و پس از اتمام این دوره (دوره تدبیر)در مدت 1000 سال به سوی
خداوند باز میگردد.
این آیه مبارکه از دو مرحله مجزا سخن می گوید .یکی از زمان سر و
سامان گرفتن اسلام که ابتدای آن از بعثت است و تا اتمام دوره امامت که تا
سال 260 هجری یعنی فوت امام حسن عسگری پایان می یابد و پس از آن طبق آیه
قرآن مدت 1000 سال طول می کشد که به تدریج امر خدا به سوی خدا باز گردد.
15. سوره حج آیه 47- یستعجلونک با العذاب و لن یخلف الله وعده و انّ یوم
عند ربّک کالف سنة مما تعدون- یعنی عجله می نمایند به عذاب ولی خداوند
وعده اش را تخلف نمی نماید (وعده او یک روز است و روز نزد خداوند برابر
هزار سال از سالهایی است که شما می شمارید.)
16. سوره سبا- آیه 30 – وما ارسلناک الّا کافّة للناس بشیراً و نذیراً
ولکنّ اکثرهم لا یعلمون. قل لکم میعاد یوم لا یستأخرون عنه ساعة و لا
یستقدمون- یعنی ما تو را نفرستادیم جز آنکه تمام مردمان را بشارت دهی و
انزار نمایی ولکن اکثر مردمان نمی دانند و می گویند این وعده کی خواهد بود
اگر راست می گویید. بگو وعده شما یک روز (1000 سال) است که ساعتی جلو و
عقب نخواهد شد.
17. عبد الوهاب شعرانی در کتاب الیواقیت و الجواهر مبحث 67 از حضرت
رسول اکرم روایت نموده که فرموده است :ان صلحت امتی فلها یوم و ان فسدت
فلها نصف یوم و ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون. یعنی اگر امت من صالح
گشتند یک روز مهلت دارند و اگر فاسد شدند نصف روز و همانا یک روز
نزدخداوند مانند هزار سال از سالهایی است که شما می شمارید.
18. و بر خدا گران و مشکل نیست که این امت را در یک روز یا در نصف روز
جمع بکند بعد از آن خواند " و ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون".(
ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار توسط مرحوم حسن بن محمد ولی ارومیه رحمة
الله علیه (انتشارات جاویدان) صفحه 49)
19. مراجعه شود به توضیحات مورد 7.
20. عطار در کتاب رساله سی فصل خود که اخیرا در ایران انتشار یافته در
فصل انسان کامل در توضیح آیات قرآن شریف که خداوند فرموده آسمان و زمین را
در شش روز آفریده گوید :
به قرآن این چنین فرمود داور تو تا دینش بدانی ای برادر
که عالم را به شش روزآفریدم محمد را به عالم برگزیدم
بود عالم حقیقت عالم دین چنین دارم ز پیر راه تلقین
بود شش روز دور شش پیمبر مرا تعلیم قرآن گشت یاور
ولیکن روزدین سال هزاراست بدین ترتیب عالم را مداراست
چو گردد شش هزاران سال آخر شود قائم مقام خلق ظاهر
21. ولی دیگر از سید عظیم الشأن فاضلی شنیدم که کتابی بسیار کهنه در
ولایتی به هم رسیده و احادیث غریبه بسیار استکتاب شده است، از آن جمله
حدیثی در وی دیده اند که عمر حضرت صاحب چون به هزار می رسد ظهور خواهد
نمود العلم عند الله. ( کتاب طوفان البکاء تالیف جوهری صفحه 418)
باز مصنف گوید که شخصی از سیاحان روزی مرا ملاقات نموده بشارت داد که
به یک واسطه از قول ابوالادیان ( تا حال هست و تا قیامت خواهد بود) شنیدم
که عمر قائم که به هزار می رسد ظهور می نماید. ( طوفان البکاء – صفحه 418
– تألیف جوهری)
22. شاعر بزرگ حکیم نظامی گنجوی که در سال پانصد و هفتاد که مقارن نصف
یوم بوده میزیسته گمان میکرده که اجل امت اسلام و ظهور حضرت قائم طبق حدیث
، ان صلحت امتی فلها یوم و ان فسدت فلها نصف یوم و ان یوما عند ربک کالف
سنته مما تعدون ،در نصف یوم باید باشد.اینست که در کتاب مخزن الاسرار در
نعت سوم به همین مناسبت اشعاری سروده که چند بیت آن نقل میشود:
ای مدنی برقع و مکی نقاب سایه نشین چند بود آفتاب
منتظران را بلب آمد نفس ای ز تو فریاد بفریاد رس
سوی عجم ران منشین درعرب زرده روز اینک و شبدیزشب
ملک برآرای وجهان تازه کن هردوجهان را پر از آوازه کن
سکه تو زن تا امرا کم زنند خطبه توخوان تا خطبا دم زنند
بازکش این مسند ازآسورگان غسل ده این منبر از آلودگان
خانه غولند بپردازشان در غله دان عدم اندازشان
ماهمه جسمیم بیا جان توباش ما همه موریم سلیمان تو باش
از طرفی رخنه دین میکنند وز دگر اطراف کمین میکنند
خیز و بفرمای سرافیل را تا بدمد این دو سه قندیل را
خلوتی پرده اسرار شو ما همه خفتیم تو بیدار شو
پانصدوهفتاد بس ایام خواب
روز بلند است بمجلس شتاب
یعنی پانصدوهفتاد سال مقارن نصف یوم می باشد،پس ایام غیبت بس است چون یک روز(که هزار سال است) بلند می باشد به ظهورت شتاب کن).
23. شیخ جلال الدین سیوطی در صفحه 379 اشعة اللمعات می فرماید:" که
بعضی از علماء وقت فتوا دادند که در مائه عاشر (یعنی سنه دهم که می شود
هزار سال)خروج مهدی و دجال و نزول عیسی و وقوع دیگر علامات قیامت واقع
گردد. "
24. دهخدا به نقل از مجمل التواریخ و القصص نقل نموده که از وقت آدم
تاکنون 7000 سال است و این هزار آخر است. (صفحه 205 از جلد واو و هاء)
متن مفاوضات جهت توضیح بیشتر منابع:
چون ظهور حضرت مسيح باخبار دانيال ثابت شد حال باثبات ظهور حضرت
بهاءاللّه و حضرت اعلی پردازيم و تا بحال ادلّه عقلی ذکر کرديم حال بايد
ادلّه نقلی ذکر کنيم . در آيه سيزدهم فصل هشتم از کتاب دانيال ميفرمايد :"
و مقدّس متکلّمي را شنيدم و هم مقدّس ديگريرا که از آن متکلّم ميپرسيد که
رؤيای قربانی دائمی و عصيان خراب کننده تا بکی ميرسد و مقام مقدّس و لشکر
بپايمالی تسليم کرده خواهد شد و بمن گفت که تا بدو هزار و سيصد شبانه روز
آنگاه مقام مقدّس مصفّی خواهد گرديد " تا آنکه ميفرمايد :" اين رؤيا نسبت
بزمان آخر دارد "، يعنی اين فلاکت و اين خرابيّت و اين حقارت تا کی ميکشد
يعنی صبح ظهور کی است پس گفت تا دو هزار و سيصد شبانه روز آنگاه مقام
مقدّس مصفّی خواهد شد . خلاصه مقصد اينجاست که دو هزار و سيصد سال تعيين
ميکند و بنصّ تورات هر روزی يک سالست . پس از تاريخ صدور فرمان ارتحشستا
بتجديد بنای بيت المقدّس تا يوم ولادت حضرت مسيح ٤٥٦ سال است و از يوم
ولادت حضرت مسيح تا يوم ظهور حضرت اعلی ١٨٤٤سنه است و چون ٤٥٦را ضمّ بر
اين کنی دو هزار و سيصد سال ميشود يعنی تعبير رؤيای دانيال در سنه
١٨٤٤ميلادی واقع شد و آن سنه ظهور حضرت اعلی بود بنصّ خود دانيال . ملاحظه
نمائيد که بچه صراحت سنه ظهور را معيّن ميفرمايد و ديگر اخبار ظهور ازين
صريحتر نميشود و حضرت مسيح در اصحاح بيست و چهارم از انجيل متّی آيه سيّم
تصريح ميفرمايد که مقصود ازين اخبار دانيال زمان ظهور است و آن آيه اينست
:" و چون بکوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند بما
بگو که اين امور کی واقع ميشود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چيست "؟ از
جمله بيانات حضرت مسيح که در جواب ايشان گفت اين بود :" پس چون مکروه
ويرانيرا که بزبان دانيال نبیّ گفته شده است در مقام مقدّس بر پا شده
ببينيد هر که خواند دريافت کند " (انتهی) و جوابرا حواله باصحاح ثامن از
کتاب دانيال فرمود که هر کس آن اصحاح را بخواند آن زمانرا دريافت خواهد
نمود . ملاحظه فرمائيد که چگونه ظهور حضرت اعلی صريح تورات و انجيل است .
باری حال بيان تاريخ ظهور جمال مبارک را از تورات نمائيم . تاريخ ظهور
جمال مبارک بسنه قمری از بعثت و هجرت حضرت محمّد بيان مينمايد زيرا در
شريعت حضرت محمّد سنه قمری معتبر است و معمول بها زيرا در آن شريعت در هر
خصوص از احکام عبادات سنه قمری معمول به است . در اصحاح دوازدهم آيه ششم
از کتاب دانيال ميفرمايد :" و بيکی مرد ملبّس شده بکتان که بالای آبهای
شهر ميايستاد گفت که انجام اين عجائبات تا بچند ميکشد و آن مرد ملبّس شده
بکتان را که بالای آبهای شهر ميايستاد شنيدم در حالتی که دست راست و دست
چپ خود را بسوی آسمان بلند کرده بحیّ ابدی سوگند ياد نمود که برای يک زمان
و دو زمان و نصف زمان خواهد بود و چون پراکندگی قوّت قوم مقدّس بانجام رسد
آنگاه همه اين امور باتمام خواهد رسيد ". روز را هر چند از پيش بيان نمودم
ديگر احتياج بيان ندارد ولی مختصر ذکری ميشود که هر روزِ اَب عبارت از يک
سالست و هر سال عبارت از دوازده ماه است پس سه سال و نيم چهل و دو ماه
ميشود و چهل و دو ماه هزار و دويست و شصت روز است و هر روزی در کتاب مقدّس
عبارت از يک سالست و در سنه ١٢٦٠ از هجرت محمّد تاريخ اسلامی حضرت اعلی
مبشّر جمال مبارک ظاهر شد و بعد در آيه يازدهم ميفرمايد :" و از هنگام
موقوف شدن قربانی دائمی و نصب نمودن رجاست ويرانی هزار و دويست و نود روز
خواهد بود خوشا بحال آنکه انتظار کشد و بهزار و سيصد و سی و پنج روز برسد
". بدايت اين تاريخ قمری از يوم اعلان نبوّت حضرت محمّد است بر عموم اقليم
حجاز و آن سه سال بعد از بعثت بود زيرا در بدايت نبوّت حضرت مستور بود و
کسی جز خديجه و ابن نوفل اطّلاع نداشت بعد از سه سال اعلان گرديد و جمال
مبارک در سنه هزار و دويست و نود (١) از اعلان نبوّت حضرت محمّد اعلان
ظهور فرمودند .
(١)]سال ١٢٩٠ از اعلان نبوّت حضرت محمّد مطابق است با سنه ١٢٨٠ از
هجرت ، درين سال جمال مبارک در حين حرکت از بغداد بطرف اسلامبول در باغ
رضوان که در بيرون شهر واقع است دوازده روز اقامت نمودند و در آنجا اعلان
ظهور خود را به اصحاب خود فرمودند .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 17:51  توسط بهار
|
آیه ی 76 سوره الاسراء:"
سنة
من قد ارسلنا قبلک من رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا" که معنی آن این
است که می فرمایند که سنت من این بوده است که قبل از تو رسول مبعوث کنم و سنت
خداوند عوض نمی شود. این آیه صریحا اشاره
می کند که ارسال پیامبران سنتی الهی است که در آن تغیر و تحویلی نیست و همواره
پیامبران الهی برای بشر فرستاده خواهد شد.
از دیگر آیاتی که صریحا دال بر آمدن
پیامبر الهی برای امت اسلامی می باشد سوره ی اعراف آیه ی 34 و 35 می
باشد که می فرمایند:"ولکل امة اجل
فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و لایستقدمون. یا بنی آدم اما یاتینّکم رسل منکم
یقصون علیکم آیاتی فمن اتقی و اصلح فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون"
یعنی
هر قومی را اجل و دوره معینی است که چون فرا رسد لحظه ای مقدم و موخر نتوانند کرد.
ای فرزندان آدم چون پیغمبرانی از جنس شما بیایند و آیات مرا برای شما بیان کنند پس
هر که تقوی پیشه کرد و به کار شایسته شتافت هیچ ترس و اندوهی بر آنها نخواهد بود"
در این آیه که دیگر صریحا ذکر می شود
پیامبرانی خواهند آمد برای شما(یاتینّکم)، این "نّ" تشدید دارد و نون
تاکید می باشد به این معنی که قطعیا خواهند آمد می باشد و اشاره به آینده دارد.
·یک
ایراد به این استدلال بهائیان از این آیه وارد می کنند که این آیه خطاب به
"بنی آدم" (فرزندان آدم) می باشد و مخاطبینش فرزندان حضرت آدم می باشد
نه امت اسلامی. در حالیکه 1) اولا خداوند در قرآن که گذشتگانش را خطاب نمی دهد و
بشارت نمی دهد چو نیستند و این کار عبث می باشد. 2) در آیه ی 30 می فرمایند که
"یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد ..." یعنی یا بنی آدم
زینتهای خود را نزد هر مسجدی بر گیرید (در آورید ...) و همانطور که می بینیم
خطابشان مسلمین است چون مسلمین به مسجد می روند ...
پس بنابراین مخاطبشان نیز در آیه ی 34 و
35 مسلمین می باشند و این بشارت به ایشان داده می شود که پیامبری برایشان خواهد
آمد.
همچنین این آیه نشان می دهد که برای هر
امتی اجلی می باشد. یعنی هر امتی انتهایی دارد. که امت اسلامی نیز شامل آن می شود.
یعنی امت اسلامی نیز اجلی دارد و جالب اینجاست که خداوند در سوره ی رعد ایه ی
38 و 39 می فرمایند که:" لکل اجل کتاب
یمحوالله مایشاء و یثبت و عنده ام الکتاب" یعنی برای هر
زمانی کتابی است و خدا آنچه را بخواهد محو ی اثبات می نماید و نزد او ام الکتاب می
باشد.
این آیه نیز صریحا مشخص می کند که اجل هر
امتی با نزول کتابی جدید می باشد و خداوند توانایی آن را دارد که آن چه را می
خواهد نسخ کند و آنچه را می خواهد وضع کند. به قول ابوالفضائل گلپایگانی:"
نفوسی
که می گویند کتابی نباید بیاید نعوذبالله آن نفوس ام الکتاب را یائسه و
عقیمه لابد تصور نموده اند. استغفرالله من هذا التصور الباطل"
نیز در سورۀ حجر آیۀ 5 میفرمایند : "ما تسبق امة أجلها و ما یستأخرون" یعنی
هیچ امتی اجلش پس و پیش نخواهد شد.
" امة"
به معنای جماعت پیرو یک آئین و یا خودِ آئین است و در هیچ جای قرآن أمة اسلام ابدی
خوانده نشده اند و از فرا رسیدن أجل مستثنی نگشته اند. برای مشخص نمودن جایگاه أمت
اسلام در بین سایر أمتها میفرمایند :
کذلک ارسلناک فی أمة قد خلت من
قبلها أمم (رعد30) یعنی اینچنین تورا درأمتی فرستادیم که
قبل ازآن هم أمتهائی بوده اند و نیز میفرمایند : و کذلک جعلناکم أمة وسطا
لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهید(بقره 143)اینچنین شما را امتی در وسط قرار دادیم تا
گواه بر مردمان باشید و رسول هم گواه بر اعمال شما
در سورۀ یونس آیۀ 47
میفرمایند: و لکل أمة رسول فإذا جاء رسولهم قضی بینهم بالقسط و هم لا یظلمون
یعنی برای هر امتی
پیامبری است و آنگاه که رسولشان بیاید در میان ایشان به عدالت قضاوت خواهد نمود و
ایشان گمراه نخواهند شد.
مفهومی مشابه در
سورۀ نحل آیۀ 36 آمده : ولقد بعثنا فی کل أمة رسول أن أعبدواللهیعنی در هر
امتیپیامبری برانگیختیم تا خدا را عبادت
کنید
آیات قاطعه ای در کلام الله مجید، استمرار
فیوضات الهی را صراحتا بشارت می دهد. در آیه109 سوره کهف می
فرماید: قل لوکان البحر مدادا لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و
لو جئنا بمثله مددا یعنی:"بگو که اگر دریا برای نوشتن کلمات پروردگارمن
مرکب شود پیش از آنکه کلمات الهی به آخر برسد دریا خشک می شود هر چند دریای دیگری
باز ضمیمه آن بنماید".
و همچنین درآیه27 سوره لقمان آمده است:
و
لو ان ما فی الارض من شجرة اقلام و البحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات
الله ان الله عزیز حکیمیعنی:" و
اگر هر درخت روی زمین قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر به مدد آید از
بعد آن باز هم نگارش کلمات خدا نا تمام ماند همانا خدا را اقتدار و حکمت است"
سورۀ
آل عمران آیۀ 81:"واذ اخذالله
میثاق النبیین لما اتیتکم من کتاب و حکمة ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتؤمنن به و
لتنصرنه ..." یعنی و آنگاه خداوند از انبیاء پیمان گرفت، چون کتاب و
حکمت به شما داده شده، پس وقتی که رسولی برای شما آمد که تصدیق کننده آنچه نزد
شماست بود به او ایمان آورید و یاریش نمائید.
در
سوره ی احزاب آیه ی 7 اشاره می شود که این عهد و میثاق از حضرت محمد نیز گرفته شده
است:
"
و اذ اخذنا من النبیین میثاقهم، و منک و من نوح و ابراهیم و موسی و عیسی
بن مریم و اخذنا منهم میثاقا غلیظا "
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 17:49  توسط بهار
|
تمام ادیان و مذاهب الهی منتظرند که در آخرالزمان موعود و نجات دهنده ای ظهور کند و روی زمین را از بدیها و زشتیها پاک نموده ، عدالت و نیکی را در روی کره ارض مستقر نماید. چنانکه " برهمنان منتظر کریشنای موعود و بودائیان چشم به راه بودای پنجم و یهودیان منتظر ظهور مسیح و عیسویان انتظار ظهور فارقیط (پاراکلیتوس) و مسلمانان منتظر ظهور مهدی هستند.
زردشتیان که پیرو حضرت زردشت پیامبر ایرانی و آریائی هستند ، منتظر سه موعودند که باید با علامات معینه و در زمان مقرر در مشرق زمین ظاهر شوند. (1)
در کتب مقدسه زردشتیان اصولا به جانشین های حضرت زردشت نام (سیوشانس) و یا (سوشیانس) و یا ( سوشیانت) داده اند که به معنی سود رساننده و به عبارت دیگر رهاننده و نجات دهنده آمده است.
در گاتها چندین بار حضرت زردشت خود را سوشیانس می خواند و غالبا در گاتها کلمه سوشیانس به صیغه جمع به معنی نجات دهندگان آمده که منظور آن حضرت اشاره به یاران و مبلغین دین خود می باشد . در سایر قسمت های اوستا نیز سوشیانس به صورت جمع آمده که منظور از آنها جانشین های حضرت زردشت می باشد ، که در تبلیغ و انتشار آئین مزدیسنا کوشش نموده و مردم را به راه راست هدایت فرموده اند. همچنین در اوستا از سوشیانس هایی نام برده شده که در آخرالزمان و روز قیامت و رستاخیز عظیم ظهور نموده و سلطنت اهورامزدا را تاسیس خواهند نمود.(2)
علیهذا زردشتیان برای وصول به روز موعود در نماز و دعاهای پنجگانه خود در هر شبانه روز از درگاه خداوند بی انباز درخواست می نمایند که آنان را به روز موعود رسانیده و به شناسایی موعود منتظر موفق بدارد.
زردشتیان در موقع خواندن نماز ، آیات مبارکه اوستا را به شرح زیر، مضمون بیان مبارکه، تکرار می کنند :" ای دانا اورمزد، همی باد تندرستی و نیکی و خرمی ، تا این دین رابه سیوشانس برسانم." و در نیایش روزانه در اورمزد یشت، مضمون بیان مبارکه، می خوانند:" از بدیها دور دار و به خوبی برسان، سروش پاک را به فریاد ما برسان، ای دانا اورمزد، همی باد نیکی و فراخی نعمت تا این دین را به سیوشانس برسانم." و در ورهرام یشت، مضمون بیان مبارکه، می فرماید:" ورهرام ، خدا نور داده را پرستش می کنم" و تا آخر آیه که می فرماید:" نسل مرا پاک گردان که تا ظهور سیوشانس پاک و نیکو بمانند."
در فصل اول کتاب بندهش مذکور است که " زردشتیان طول جهان را دوازده هزار سال می دانند که پس از خلقت عالم، مدت سه هزار سال اهورامزدا جهان را اداره می نمود ، و در سه هزار سال دوم ، اهریمن نیز در برابر اهورامزدا قرار داشت . در اول سه هزار سال سوم، کیومرث و یا اولین پیامبر آریائی مبعوث گردید.
چون در اثر طغیان اهریمن، دنیا را ظلم و جور فرا گرفته بود، در اول سه هزار سال چهارم حضرت زردشت اسپنتمان از طرف اهورامزدا به پیامبری بر انگیخته شد که عهد سلطنت پیامبران ایرانی و آریائی است.
در طول سه هزار سال چهارم و پس از رسالت حضرت زردشت دو تن از موعودهای آن حضرت ظهور خواهند نمود . در پایان عهد چهارم و در زمانی که جهان دچار پنجه قهر و کین اهریمن گردیده و دنیا را ظلم و بی عدالتی فرا گرفته است ، موعود سوم به نام سیوشانس ظهور نموده، روز قیامت و رستاخیز عظیم برپا خواهد شد ، مردگان را برانگیخته و جهان معنوی را خواهد آراست.(3) به موعودهای سه گانه حضرت زردشت به طور اعم سیوشانس گفته اند ، ولکن در غالب بشارات کلمه سیوشانت، برای آخرین موعود اختصاص یافته و او را آخرین مخلوق اهورامزدا ذکر کرده اند.
در یسنای 26 فقره 10 آمده است:" ما به فروهر پاکان از نخستین بشر ، کیومرث تا به سیوشانس درود می فرستیم."
در زامیاد یشت فقره 22 می فرماید:" فرکیانی توانا را می ستائیم که به ایزدان مینوی و جهانی مختص است، و در آینده به مردانی که هنوز متولد نشده اند، کسانی که سیوشانسهای نو کننده جهانند مختص خواهد بود."(4) و در یسنای 59 فقره 28 آمده است:" به بهرام آفریده مزدا درود می فرستیم و به سیوشانت پیروزگر درود می فرستیم."
در کلیه این بشارات، منظور از سیوشانت، موعود آخرالزمان به نام " استوت ارته " و یا بهرام ورجاوند و یا شاه بهرام می باشد. و همتانطور که ذکر شد در ورهرام یشت می فرماید:( ورهرام، خدا نور داده را پرستش می کنیم) که کلمه ورهرام، به معنی " نور خدا " می باشد.
ظهور هوشیدر بامی
هوشیدر بامی اولین موعود و فرستاده اهورامزدا بعد از حضرت زردشت می باشد که به وعده خدا، چون برانگیخته شود به مکالمه با اهورامزدا موفق گردیده و وحی خدا بر او نازل شود و به نو نمودن دنیا اقدام نماید.
علامت ظهور وی آن است که در مدت ده شبانه روز، خورشید در وسط آسمان غیر متحرک خواهد ایستاد و به هفت کشور روی زمین نور خواهد پاشید. آنکه دلش با خدا نیست، از دیدن این خارق العاده ، زهره خود را باخته و از هول و هراس جان خواهد سپرد. زمین از ناپاکان تهی گردد و خورشید به تدریج به مقام اول خود گراید به همان جایی که در اغاز بود.
با توجه به علائم و بشارات فوق الذکر، منظور از ظهور هوشیدر بامی، ظهور حضرت محمد رسول الله (ص) است که پس از حضرت زردشت طلوع فرمود و در زمانی که احکام و دستورات آن حضرت در اثر مرور زمان رنگ و بوی خود را از دست داده بود، و به علت دخالت پیشوایان دین اصالت فرامین حضرت زردشت فراموش گردیده و تجملات دنیوی بر اعتقادات معنوی چیره گشته و ظلم و جور سراسر امپراطوری ساسانیان و جهان آن روزی را فرا گرفته بود، آفتاب دیانت محمدی از مشرق حجاز طالع گردید و خورشید نبوت آن حضرت به مدت ده روز که عبارت از ده قرن است ، در آسمان دیانت به نور افشانی پرداخت. و افرادی که او را شناخته و در ظل تعالیمش وارد گشتند به سعادت و افتخار دو جهان فائز گردیدند.
حضرت عبدالبهاء در لوحی می فرماید:" بدان که ظهور اول در این خبر ظهور حضرت رسول الله است که شمس حقیقت در آن برج ده روز استقرار داشت و هر روز عبارت از یک قرن است، و آن ده روز به این حساب، هزار سال می شود. و آن دور و کور محمدی بود که بعد از غروب نجوم ولایت، تا حضرت اعلی هزار سال است انتهی."(5)
چون دوران ولایت بهد از حضرت رسول اکرم 260 سال بود ، با افزودن آن بر هزار سال، در سال 1260 هجری دوران هزار ساله موعود اول یعنی هوشیدر بامی خاتمه یافت.
هوشیدر بامی ( حضرت محمد ) نیز پیروان خود را به دو ظهور بعد خود، یعنی ظهور هوشیدر ماه و سیوشانس یا شاه بهرام ورجاوند، موعود آخرالزمان با علائم و بشارات مخصوص وعده داد ، که هر یک به موقع ظاهر خواهند شد.
با ظهور حضرت محمد (ص)، قوم عرب که در جزیرة العرب، گرفتار بت پرستی و توحش بودند، تحت تعالیم اسلام، آن چنان ترقی نمودند که با تمدن های زمان خود یعنی روم و ایران رقابت کردند و دستورات آن حضرت که داروی شفا بخش برای ساکنین جزیره العرب بود موجب عزت و سلطنت آنان گردید .
طلوع هوشیدر ماه
در کتاب دینکرد صفحه 185 آمده است:" چون هزار و دویست و اند سال از تازی آئین بگذرد، هوشیدر ماه به پیغمبری برانگیخته شود."
و در آیه 21 کتاب دساتیر ، ساسان پنجم می فرماید:" چون هزار سال تازی آئین را گذرد ، چنان شود که اگر به آئین گر نمایند، نداندش و چنان ایرانیان را بینی که خرده گفته کس از ایشان نشود ، اگر راست گویند آزار یابند، و به جای سخن خردانی با ساز و چنگ به ایشان پاسخ دهند."
با توجه به بشارات کتب مقدسه زردشتیان ، هوشیدر ماه دومین موعود حضرت زردشت می باشد ، و چون برانگیخته شود، به صحبت با اهورامزدا نائل گردد و رسالت الهی به وی سپرده شود.
به طوری که ذکر شد، علامت ظهور هوشیدر ماه آن است که خورشید به مدت بیست روز در وسط آسمان غیر متحرک بایستد، جهان دگر باره روی نجات بیند، دروغ و خیانت از میان برود ، اندوه و غم از دل مردم بدر شود. در دوران هوشیدر ماه به تدریج جهان رو به کمال گذارد و سعادت حاصل شود. مردم از مادیات گذشته و به معنویات گرایند، و زمینه برای ظهور سیوشانس حاضر و مهیا گردد.
با توجه به علائم و بشارات مذکور در فوق منظور از هوشیدر ماه، ظهور حضرت باب می باشد که دیانت بابی را تاسیس نمود و در سال 1260 هجری یعنی بیست هزار و دویست و اندی سال بعد از ظهور حضرت رسول اکرم و یا هوشیدر بامی و هزار سال پس از دوران ولایت مبعوث گردید.
حضرت باب خود را هوشیدر ماه و قائم موعود نامید و بشارت به ظهور حضرت بهاءالله و یا سیوشانس ( شاه بهرام ورجاوند ) داد.
دوران سلطنت روحانی حضرت باب بیست سال تمام بود. و آفتاب امرش بر شرق و غرب عالم تابیده و ذرات موجودات در پرتو انوارش آماده قبول ظهور کلی الهی و مستعد درک فیوضات حضرت سیوشانس و یا موعود آخرالزمان یعنی موعود منتظر و رجعت مسیح با علائم و بشارات مخصوص گردیدند.
حضرت عبدالبهاء در همان لوح می فرماید:" و منظور ثانی، ظهور نقطه اولی ( باب ) است، که شمس حقیقت بیست سال در آن نقطه استقرار داشت، بدایتش سال 1260 هجری بوده و نهایتش سال 1280 ، که شروع دور جمال مبارک، حضرت بهاءالله است." (6)
حضرت باب ( هوشیدر ماه ) نیز بشارت به ظهور سیوشانس و یا شاه بهرام ورجاوند داد و استعدادهای روحانی و معنوی را آماده برای ظهور حضرت بهاءالله نمود.
حضرت عبدابهاء در یکی از الواح در مورد حضرت باب می فرماید :"... این ذات مقدس همان قائم موعود نزد اهل تشیع و مهدی منتظر نزد اهل سنت و جماعت و رجعت یوحنای معمدان نزد ملاء ابن و هوشیدر ماه مذکور در کتب پارسیان و ایلیای نبی، موعود ملت یهود است که کل در انتظار ظهورش به سر می برند ..."(7)
ظهور سیوشانس موعود آخرالزمان
در کتاب دبستان المذاهب صفحه 104 مذکور است :" ای زردشت بهتر از تو مرا در عالم کسی نیست، جهان را بهر تو آفریدم و پادشاهان را آرزو بود که در عهد تو دین بهی را رواج دهند . از دور کیومرث تا تو سه هزار سال است و بعد از تو تا رستاخیز سه هزار سال. تو را در میانه آفریدم ، چه مه میانه ستوده است." همان طور که گفته شد، به اعتقاد زردشتیان، از خلقت اولین آدم یعنی کیومرث تا ظهور حضرت زردشت سه هزار سال می باشد ، و از ظهور زردشت تا روز رستاخیز که ظهور سیوشانس و یا شاه بهرام است نیز سه هزار سال تعیین شده است.
همچنین در بند14 کتاب گلدسته چمن آئین زردشت آمده است:" اگر چه به تحقیق سنه ظهور زردشت را معین نتوان کرد اما کثرت آرای اهل سیر و تواریخ و گواهی عموم حکمای استوار خاوری تصدیق می دهند که عهد بعثت آن جناب کمتر از یکهزار و دویست سال قبل از میلاد حضرت مسیحا نتواند بود."
بنابراین اگر تاریخ ظهور حضرت زردشت را به شرح مندرج در بند 14 کتاب گلدسته چمن آئین زردشت ملاک محاسبه قرار دهیم ، ظهور سیوشانس در اواسط قرن نوزدهم که تقریبا سه هزار و اندی سال از ظهور حضرت زردشت سپری گردیده به وقوع خواهد پیوست.
در علائم ظهور سیوشانس در بند62 گلدسته چمن آئین زردشت صریحا مذکور است:" واقعه آخر شدن دنیا ، معاصر دوره حاضر خواهد بود ، در آن وقت واپسین سیوشانس ظهور خواهد کرد ، و تازگی جهان را تکمیل نموده ، بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهد کند. همه روانان تیره کاران را از دوزخ بیرون آورده ، پاک خواهد نمود ، و روانان کرفه کاران ، برخواسته و رستاخیز واپسین به وقوع خواهد پیوست."
از آن پس دنیا دوره از نو گرفته ، همیشه تازه و تهی از آزار و آسیب خواهد ماند. جمیع ارواح را به نوازش تن واپسین که جسم جدید باشد ، ممتاز خواهد فرمود. و من بعد دائما خرم و شادان خواهد زیست. آن زمان سیوشانت گیتی را تازه خواهد نمود و دیگر کهنه نشده و نخواهد مرد، و هرگز نفرسوده ، ابدا نخواهد پوسید، و ابدالآباد زنده و فزاینده و کامروا بوده مردگان بر خواسته ، زندگی و بی مرگی فرا رسیده ، جهان به کام جهان آفرین خواهد شد.( آیه 89 زامیاد یشت)."(8)
همچنین در بند 145 گلدسته چمن آئین زردشت می فرماید:" عاقبت الامر حق بر باطل غالب و راستی بر کاستی زبردست خواهد شد ، و جناب پیامبر یکتا به جد تمام در می خواهد که راستی و دانش و سکونت و صلاح و مسالمت و نیک اندیشی، در جهان گسترده شود، تا سیوشانسان بدون ممانعت و تعرض به نیات و اقوال و اعمال حسنه اهورامزدا را خشنود کرده و بر وفق قانون الهی معاندین صحاح دیو خشم و ستم گرند." و در کتاب دساتیر مذکور است:" اگر ماند از مهین چرخ یک دم ، بر انگیزانم از کسان تو کسی را و آب و آئین به او رسانم و پیغمبری و پیشوائی را از فرزندان تو بر نگیرم."
و در کتاب دبستان المذاهب روایت کنند که حضرت زردشت فرمود: پس از غلبه تازیان و پریشانی بهدینان ، خداوند در ایران بزرگی را از نژاد کیان بر انگیزد تا جهان را از خاور تا باختر به یزدان پرستی گرد آورد." و در کتاب دساتیر نامه وخشور زردشت آیه 50 مذکور است :" پرسندت، وخشور را از چه راستگو و راست کار، در کار خود شناسیم؟ به چیزی که او داند و دیگران ندانند ، و از دل شما آگاهی دهد، و از آنچه پرسید در پاسخ فرو نماند، و آنچه او کند دیگری نتواند."
و در آیه 57 می گوید :" چون ایرانیان بد کارها کنند و پادشاه خود را کشند، یزدان او را به روم برد. آن پادشاه ، پادشاهی بس نیک بخت و هنرمند و دانا باشد، انجام نامه خود را به ایرانیان دهد که آمیخته دساتیرش کنند."
در کتب زردشتیان علائم دیگر ظهور سیوشانس و شاه بهرام ورجاوند به شرح زیر می باشد:
" چون به سی سالگی رسد به فیض مکالمه با اهورامزدا نائل گردد و امانت رسالت مزدیسنا به وی واگذار شود. علامت تولد او باریدن ستارگان از آسمان است ، در وقت ظهور سیوشانس ، خورشید به مدت سی شبانه روز در آسمان بی حرکت خواهد ماند و با این علامت ظهور سیوشانس را به عالمیان بشارت داده و مردمان را به آئین مزدیسنا فرا خواهد خواند.
سیوشانس دارای فر کیانی، و غذایش از سر چشمه مینوی است . درمان کلیه دردهای جهان در دست اوست، و از پیکرش چنان نوری پرتو افکن شود که جهات ششگانه بسیط زمین را نورانی نماید. روز ظهورش، روز رستاخیز است، آن گاه مردگان بر خواستن آغاز کنند ، جهان خوش و خرم شود و فیوضات الهی بر روی زمین استقرار یابد."
و همچنین در اوستا مذکور است:" در آن وقت واپسین سیوشانس ظهور خواهد کرد، پاکی و تازگی جهان را تکمیل نموده و بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهند کند، دنیا، دور خود را از سر گرفته و همیشه تهی از آزار و آسیب خواهد ماند."(9)
با ملاحظه علائم و بشارات فوق الذکر حضرت سیوشانس، یعنی سلطان ظهور و سردار دین و نماینده راه نجات و رستگاری ، باید به نبوات مشروحه زیر تحقق بخشد:
1- نفس جلیلی به رسالت مبعوث گردد که ایرانی الاصل و آریائی نژاد و از نسل پادشاهان کیان و از بن و بنگاه ایران مینو نشان باشد. 2- مطلع این کوکب لامع یعنی محل ظهور شاه بهرام ورجاوند و یا سیوشانس نجات دهنده مشرق زمین و کشور مقدس ایران باشد. 3- شاه بهرام ورجاوند تقریبا سه هزار سال بعد از حضرت زردشت و یکهزار و دویست و اند سال پس از دیانت اسلام ظاهر گردد. 4- مقارن با تولد و ظهور سیوشانس، ستارگان از آسمان فرو ریزد. 5- شمس حقیقت به مدت سی روز در آسمان دیانت متوقف گردیده ، ظهور سیوشانس را به عالمیان بشارت داده ، از پرتو انوارش عالم و عالمیان روشن و منور گردد. 6- شاه بهرام ورجاوند با وجود اینکه ایرانی الاصل و آریائی نسب می باشد ، آن حضرت را به روم برند و از آنجا ندای الهی را بلند نموده و نوع بشر را به اتحاد و یگانگی دعوت فرماید. 7- با ظهور شاه بهرام و سیوشانس نجات دهنده قیام قیامت و روز رستاخیز برپا شود، مردگان را زنده نموده و تشنگان را به سلسبیل آب حیات هدایت فرموده و از نعم و مواهب بی شمار بهره مند نماید. 8- قوای اهریمنی در مقابل نیروی اهورانی قیام نموده و اهریمن با اهورامزدا به جنگ و ستیز پردازد و پس از مبارزه نور با ظلمت سرانجام منجر به شکست اهریمن گردیده و قوای یزدانی بر تباهی و فساد چیره شود. 9- سیوشانس نجات دهنده ، درمان کلیه دردهای جهان را بر جهانیان عرضه نموده و تمام دشمنیها و زشتیها را از جهان خاک محو کرده، دوستی و محبت و صلح و سلام را بر کره عرض مستقر نماید. با توجه به نبوات و بشارات مشروحه فوق، اگر به دیده بصیرت به علائم و مواعید مندرجه در کتب مقدسه بنگریم و با میزان عدل و انصاف درباره ظهور موعود الهی قضاوت کنیم، ملاحظه می گردد که سیوشانس یا شاه بهرام ورجاوند به نام حضرت بهاء الله و نور خدا در موعد مقرر و با جمیع علائم و رموز مندرج در کتب مقدسه ظاهر گردید، و با ظهور آن حضرت موعود جمیع انبیا و رسل ظاهر و به انتظار کلیه مذاهب و ادیان پایان داده شد.
حال به جهت آنکه موضوع برای پویندگان راه حقیقت ، روشن تر گردد، به طور اختصار، انطباق علائم و بشارات فوق را درباره سیوشانس موعود با حضرت بهاءالله تشریح می نمائیم:
1- حضرت بهاءالله از نسب ایرانیان است به طوریکه ذکر شد، در کتاب دبستان المذاهب، حضرت زردشت فرموده است :" پس از غلبه تازیان و پریشانی بهدینان ، خداوند در ایران بزرگی را از نژاد خسروان کیان برانگیزد تا جهان را از خاور تا باختر به یزدان پرستی گرد آورد."
و در کتاب دساتیر مذکور است:" اگر ماند از مهین چرخ یک دم ، بر انگیزانم از کسان تو کسی را و آب و آئین به او رسانم و پیغمبری و پیشوائی را از فرزندان تو بر نگیرم."
و نیز فقره 62 از فروردین یشت، راجع به عدد 9 که پاسبان نطفه زردشت است و باید از آن موعود مزدیسنا یعنی سیوشانس به وجود آید، ذکر این عبارت است:" فروهرهای نیک توانای پاک مقدس را می ستائیم که نه و نود و نهصد و نه هزار ، نه بار ده هزار (99999) از آنان نطفه اسپنتمان زردشت مقدس را پاسبانی می کنند. و در کتب مقدسه زردشتیان آمده است نطفه حضرت زردشت را ایزد نریو سنگ برگرفته، به ناهید فرشته آب سپرد که آن را در دریاچه کیانسو محفوظ بدارد، 99999 فروهر پاکان و پارسایان به پاسبانی آن گماشته شده اند تا آنکه دیوان نتوانند به آن دست یافته نابودش کنند.... پس از رسیدن جهان به این پایه و مقام ، زمان سیوشانس آخرین آفریده اهورامزدا فرا رسد، دوشیزه ای از خاندان بهروز پسر فریان از کوه خدا به دریاچه کیانسو اندر آید، در آن آب تن خویش بشوید و جرعه ای از آن نوشیده از نطفه پیغمبر ایران بارور گردد. پس از انقضای نه ماه سیوشانس پا به عرصه وجود گذارد، به سن سی سالگی به فیض مکالمه اهورا رسد ، امانت رسالت مزدیسنا به وی واگذار شود.(11)
حضرت بهاءالله از سلاله نجبا و وزراء و بزرگان و از اهل نور مازندران بوده و ایرانی الاصل و کیانی نسب و دارای فر ایزدی یعنی قدرت قاهره الهی است. در مورد شجره نامه عائله نوریه کتابی از طرف محفل روحانی بهائیان بمبئی چاپ و منتشر گردیده که خلاصه آن به شرح زیر می باشد:
در سال1902 یکی از پارسیان ایران به نام خسرو بمان نرسی آبادی از حضرت عبدالبهاء رجای شجره نامه حضرت بهاء الله را نمودند، در جواب فرمودند به جناب ابوالفضائل گلپایگانی(12) که در این مورد تحقیق نموده رجوع نمائید ، مفاد جواب جناب ابوالفضائل به شرح زیر می باشد:
این فانی ایامی که مقیم ایران بودم ، بین بعضی از دوستان گفتگویی در تفسیر شعرابی عبدالله شلمغانی (13) واقع شد که گفته است :
یا طالبا من بیت هاشمی و جاحدا من بیت کسروی
قد غاب فی نسبه اعجمی فی الفارسی الحسب رضی
یعنی ای آنکه طالبی موعود از خاندان هاشمی ظاهر شود و منکری که از خاندان کسری طلوع نماید، به تحقیق موعود شما در نسب ایرانیان غائب شد و در مردم فارس و حسب و نسب رضی پنهان است.
در این شعر ابی عبدالله شلمغانی منکر شده که ظهور موعود از بیت هاشمی باشد و به صراحت خبر داده که آن نور ابهی از بیت کسری طالع شود. ثابت است که مقصود، بشارات ظهور حضرت بهاءالله است . چندی قبل از این نیز عبارت کتاب دساتیر به نظر رسید که فرموده: :
" اگر ماند از مهین چرخ یک دم ، بر انگیزانم از کسان تو کسی را و آب و آئین به او رسانم و پیغمبری و پیشوائی را از فرزندان تو بر نگیرم." و در سایر بشارات کتب پارسیان وارد شده ، که این موهبت پس از گذشتن هزار و دویست و اند سال از ظهور اسلام ظاهر شود، یعنی قبل از آنکه تاریخ ظهور اسلام به 1200 رسد آن نیر تابناک از آن مطلع پاک طالع گردد.
ولی چون وثوق به این تصور بدون شهادت تاریخ معقول نبود، به منظور تحقیق به تاریخ طبرستان رجوع نمود. به اعتقاد مورخین پس از غلبه مسلمین بر فرس و انقراض دولت ساسانی ، چند سلسله و ملوک از قبیل بادوسپانیان بر مازندران مستولی شده و آن ملک را از تسلط عرب محفوظ داشتند، و از جمله ملوک طبرستان ، آل زیار است و نسب ایشان به آل ساسان می رسد.
از جمله ملوک طبرستان سپهبدان مازندرانند و نژاد ایشان را به انوشیروان عادل رسانند که در عهد آنان اهالی طبرستان بر دیانت زردشتیه باقی بوده اند، و در زمان تسلط داعی کبیر حسن ابن زید علوی بر بلاد طبرستان کلیه اهالی، بدون اجبار و اکراه به شرف اسلام مشرف شدند.
چون ابوالفضائل گلپایگانی این تقریبات را در تاریخ ملاحظه نمود، وثوق یافت، شاید بتواند مأخذی درست از نسب نامه حضرت بهاءالله به دست آورد تا اینکه بعضی از اهل وثوق مذکور داشتند که رضاقلیخان معروف به امیر الشعرا در نژاد نامه مذکور داشته که نسب نوریه به ملک عادل انوشیروان منتهی می شود. چون با حاجی میرزا رضاقلیخان اتفاق ملاقات افتاد فرمودند بلی نسب نامه در دست است که فرداًفرد و اسماً و رسماً و شغلا نسبت هر یک از آباء و اجداد این سلسله در آن مذکور است، و اسامی هر یک تا برسد به یزدجرد شهریار، مغبوط و مسطور.
بالجمله چون این مستندات به دست آمد فانی عریضه ای حضور حضرت بهاءالله معروض داشت و صورت اختلاف آراء در مقصد شلمغانی با بشارات نبویه ملت فارسیه و شواهد تاریخیه را در آن عرض نمود در جواب در خصوص مقصد از شعر شلمغانی بیان زیر عز نزول یافت:
" یا ابا فضل قد نطقت بالحق و اظهرت ماکان مسطورا فی کلماته ..." و از اتفاق در همان سنوات جناب استاد جوانمرد شیرمرد رئیس مدرسه فارسیان یزد که از کبار احبای فارسی محسوب بوده عریضه ای به ساحت اقدس معروض داشت و از نسب مبارک استفسار نمود. در جواب او لوح شیرمرد نازل که خلاصه آن به شرح زیر است:
" که در خصوص نیاکان پاک نهاد پرسش نموده بودید، ابوالفضل گلپایگانی علیه بهائی در ان باب از نامه های آسمانی نوشته آنچه آگاهی بخشد و بر بینائی بیفزاید". به تاریخ دهم شهر ربیع الثانی 1221 هجری ابوالفضل گلپایگانی
با ملاحظه نامه ابوالفضل مبنی بر اینکه نسب نامه عائله نوریه (حضرت بهاءالله) در محفظه آثار تاریخی مضبوط است، مولف به منظور دست یابی به شجره نامه مذکور مطالعات خود را به شرح زیر خلاصه می نمایند: 1- در تاریخ التدوین فی احوال جبال شروین تالیف محمد حسن خان اعتماد السلطنه راجع به ملوک بادوسپان از صفحه 84 تا 94 و از صفحه 135 تا 138 درباره بادوسپان تا ملک کاوس پسر ملک کیومرث مفصلا نگاشته شده. 2- در تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف سید ظهیرالدین بن سید نصیرالدین المرعشی از صفحه 146 تا 154 فهرستی از ملوک رستمدار را شرح داده و از ملوک کیومرث شروع و تا دوره ساسانی و ماقبل آن بحث گردیده است. 3- پس از تحقیق فراوان در خانواده یکی از دوستان به شجره نامه مدونی دست یافتم که نسب نامه ای است از خاندان نوریه و از جاماسب عم انوشیروان عادل پادشاه بزرگ ساسانی به سال 487 میلادی شروع و تا عصر قاجاریه به میرزا حسن خان اسفندیاری (محتشم السلطنه) ختم می گردد. 4- در کناب عالم بهائی جلد پنجم سالهای 1932 تا 1934 و پیوست صفحه 205 آن شجره نامه مبارک از ملک کیومرث پسر ملک کاوس تا میرزا عباس وزیر ملقب به میرزا بزرگ نوری مذکور است که بوسیله میرزا فضل الله تاکری برادر بزرگتر حضرت بهاءالله از اوراق و اسناد خانوادگی استخراج نموده و مورد تائید حضرت شوقی ربانی قرار گرفته و در کتاب عالم بهائی انتشار یافته است.(14) با استناد به شهادت مدارک تاریخی فوق الذکر مدلل می گردد که انساب عائله نوریه از جاماسب عم انوشیروان عادل تا میرزا عباس وزیر ملقب به میرزا بزرگ نوری پدر حضرت بهاءالله به شرح زیر بوده است:
شجره نامه عائله نوریه از جاماسب عم انوشیروان عادل تا میرزا عباس وزیر نوری
1- جاماسب برادر قباد ساسانی عم انوشیروان عادل به سال 487 میلادی. 2- نرسی 3- فیروز 4- گیلانشاه 5- گیل یا جیل ابن جیلانشاه معروف به گاوباره به سال 27 هجری، نامبرده دارای هفت پسر بوده یکی موسوم به دابویه و دیگری به نام بادوسپان اولین موسس سلسله بادوسپان. آغاز و پایان حکمرانی 6- بادوشپان اول پسر کوچک گاوباره 40 – 70 هجری 7- اسپهبد خور زاد پسر بادوسپان 70 – 100 8- اسپهبد بادوسپان دوم پسر خورزاد 100 – 142 9- اسپهبد شهریار پسر بادوسپان 142 – 178 10- وندا امید پسر شهریار 178 – 209 11- اسپهبد عبدالله پسر وندا امید 209 – 250 12- افریدون پسر قارن بادوسپان 250 – 272 13- اسپهبد بادوسپان پسر اریدون 272 – 290 14- اسپهبد شهریار پسر بادوسپان 290 – 305 15- هروسندان 305 – 320 16- اسپهبد شهریار سوم پسر جمشید یا اسپهبد محمد 320 – 331 17- اسپهبد شمس الملوک محمد شهریار 331 – 342 18- استاندار ابوالفضل پسر شمس الملوک 342 – 357 19- اسپهبد حسام الدین زرین کمر 357 – 392 20- سیف الدوله باحرب پسر زرین کمر 392 – 418 21- اسپهبد حسام الدوله اردشیر پسر باحرب 418 – 442 22- فخرالدوله نامور و یا نماور پسر اردشیر 442 – 475 23- عزالدوله هزار اسب پسر نامور 475 – 515 24- استاندار شهریوش پسر هزار اسب 515 – 538 25- استاندار کیکاوس پسر هزار اسب 538 – 565 26- استاندار هزار اسب پسر شهریوش 565 – 586 27- ابوالملک زرین کمر پسر خستان پسر کیکاوس 586 – 610 28- استاندار ملک شرف الدوله بیستون پسر ملک زرین 610 – 620 29- استاندار فخرالدوله نامور یا نماور پسر بیستون 620 – 640 30- شهر اگیم پسر نامور و یا نماور 640 – 671 31- فخرالدوله نماور پسر شهراگیم ملقب به شاه غازی 671 – 701 32- استاندار شاه کیخسرو پسر شهراگیم 701 – 712 33- شمس الملوک محمد کیخسرو 712 – 717 34- نصرالله پسر کیخسرو 717 – 727 35- ملک التاج الدوله زیار پسر شاه کیخسرو 727 – 734 36- جلال الدوله اسکندر پسر زیار 734 – 761 37- ملک فخرالدوله شاه غازی پسر تاج الدوله 761 – 780 38- عضدالدوله قباد شاه غازی پسر تاج الدوله 780 – 801 39- سعد الدوله طوس پسر زیار 801 – 817 40- جلال الدوله کیومرث پسر بیستون معاصر امیر تیمور گورکانی 817 – 857 41- ملک اسکندر بادوسپانی پسر کیومرث 857 – 881 42- ملک تاج الدوله پسر اسکندر 881 – 897 43- ملک اشرف پسر تاج الدوله 897 – 911 44- ملک کاوس 911 – 948 45- ملک کیومرث پسر کاوس 948 – 963 46- ملک عزیز ابن کیومرث (اویس) والی نور 973 – 975 47- جهانگیر ابن عزیز 48- ملک سلطان حسن (شهریار حسن) مقارن سلطنت شاه عباس کبیر 49- آقا فخر فرزند شهریار حسن 50- حاجی محمد رضا هدایت بیگ فرزند آقافخر 51- کربلائی عباس خان فرزند حاجی محمد رضا بیگ 52- آقا رضا قلی بیگ فرزند کربلائی عباس خان 53- میرزا عباس وزیر ملقب به میرزا بزرگ والد حضرت بهاءالله
محل ظهور شاه بهرام مشرق زمین و کشور مقدس ایران است
با بشاراتی که حضرت زرتشت در مورد ظهور حضرت شاه بهرام ورجاوند فرموده اند محقق است که این کوکب لامع بایستی از مشرق زمین و از کشور مقدس ایران که زادگاه حضرت زرتشت می باشد، طلوع فرموده و به نبوات آن حضرت تحقق بخشد.
آئین بهائی با نوعی منطق روحانی به آینده نوع بشر نوید داده و در چهارچوب این پژوهش آینده است که درباره ایران که گاهواره نخستین این آئین است به تفصیل سخن گفته و به صراحت و قاطعیت پیش بینی کرده که جامعه ایران، در آینده ایام عزیزترین جوامع دنیا خواهد شد و حکومتش به عنوان محترم ترین حکومات عالم تلقی خواهد گشت. لوحی زیبا و شیرین که به زبان مناجات به قلم حضرت عبدالبهاء نگاشته شده ذیلا نقل میگردد:
" هوالله، پاک یزدانا خاک ایران را از آغاز مشکبیز فرمودی و شورانگیز و دانش خیز و گوهر ریز، از خاورش همواره خورشیدت نورافشان و در باخترش ماه تابان نمایان، کشورش مهرپرور و دشت بهشت آسایش پرگل و گیاه و کهسارش پر از میوه تازه و تر و چمن زارش رشک باغ بهشت، هوشش پیغام سروش وجوشش چون دریای ژرف پرخروش، روزگاری بود که آتش دانشش خاموش شد و اختر بزرگواریش پنهان در زیر روپوش، باد بهارش خزان شد و گلزار دلربایش خارزار، چشمه شیرینش شور گشت و بزرگان نازنینش آواره و در به در هر کشور دور، پرتوش تاریک شد و رودش آب باریک . تا آنکه دریای بخششت به جوش آمد و آفتاب دهش دمید، بهار تازه رسید و باد جان پرور وزید و ابر بهمن بارید و پرتو آن مهرپرور تابید. کشور بجنبید و خاکدان گلستان شد و خاک سیاه رشک بوستان گشت.
جهان جهانی تازه شد و آوازه بلند گشت و دشت و کهسار سبز و خرم شد و مرغان چمن به ترانه و آهنگ همدم شدند. هنگام شادمانی است ، پیغام آسمانی است ، بنگاه جاودانی است، بیدار شو بیدار شو..."(15)
همچنین حضرت عبدالبهاء در لوحی خطاب به یکی از پارسیان می فرماید: " هوالله، ای سروش پر بشارت، نامه خوش اشارت در نهایت فصاحت و بلاغت بیان اسرار بود و دلیل بر خلوص نیت و محبت پروردگار. حمد کن خدا را که آهنگ سروش شنیدی و شاهنشهی شاه بهرام بدیدی و مانند مرغ چمن به گلشن حقیقت پریدی و بر سرو و سمن گلبانگ اسرار معنوی بلند نمودی.
حال شیفته روی آن دلبری و آشفته آن موی معنبر، عاشقان را آه و فغان لازم و مشتاقان را انین و حنین مستدیم و واجب، پس تا توانی آواز بلند کن و شهناز بزن و مرغان چمن را بیدار کن و در سحرگاه به نغمات خوش دمساز نما و علیک البهاء الابهی.ع ع" (16)
حضرت بهاءالله که از سلاله نجبا و بزرگان و اهل نور مازندران بودند در شب دوم محرم 1233 شمسی مطابق با 12 اکتبر 1817 میلادی در طهران متولد شدند و در سال 1268 شمسی مطابق با 1852 میلادی از طرف خداوند به رسالت برانگیخته شده و آیات الهی بر ایشان نازل گردید و ندای ربانی را از ایران بلند نمودند و در مدت 39 سال دوران رسالت خود با نزول آیات و الواح و دستورات الهی ابناء بشر و جمیع ملل را به وحدت عالم انسانی و صلح عمومی و ترک کلیه تعصبات دعوت فرمودند .
با توجه به اینکه حضرت زردشت محکم ترین برهان را کلام و کتاب الهی می دانند و در کتاب دینکرد می فرمایند :" یکی از براهین و حجت ها و معجزات من این کتاب است."(17)
و در جای دیگر خداوند به زردشت چنین فرمود:"کتابی که فرو فرستادم در جهان کسی از فصحا و بلغا و علما و حکما چنین سخن نیارد گفت، اگر توانند بگویند ، چون عاجز شوند دانند قول یزدان است..."(18)
و در مورد آتشی که حضرت زردشت همراه داشت ، حضرت عبدالبهاء می فرماید:" آن کتاب و کلام الله بود که در دست حضرت بود و نفوذ و اثر کلمات الهی از آتش ظاهره سوزنده تر و قلوب انسان که به منزله آتشکده است چون پرتوی از آن آتش گیرد ، میل و هواهای نفس را بسوزاند و انسان را به قرب الهی کشاند و به فیوضاتش بهره مند سازد."(19)
حضرت بهاءالله یا شاه بهرام ورجاوند نیز با همان کتاب و همان بیان و احکام اهل عالم را به اتحاد و اتفاق و دوستی و محبت دعوت نموده و به این بیان ناطق:" سراپرده یگانگی بلند شد، به چشم بیگانگان یکدیگر را نبینید ، همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار."
و نه تنها حکم جنگ و جدال و قتل و قتال و تنفر و انزجار را که در ادیان ماضیه مستولی بر جهان بشری بود ، نسخ و منع فرمودند بلکه بر این حکم متین تاکید نمودند" که اگر دین سبب اختلاف و نفاق گردد ، البته بی دینی بهتر است" و به این وسیله پیروان آئین اهورائی را از هرگونه دونیت و نفاق و کافر و نجس دانستن یکدیگر منع و برحذر داشتند و خصومت و دشمنی و دوگانگی را گناه عظیم شمردند.
با اعلان فرامین و دستورات آن حضرت ، شمشیرها به غلاف راجع و لغات " اقتلو و قاتلوهم" از قاموس لغات دین الهی و آئین بهی الانوار شاه بهرام ورجاوند محو گردید.
چون خاک ایران موطن حضرت بهاءالله و محل طلوع شمس حقیقت می باشد ، بهائیان خاک ایران را که هر نقطه آن شاهد فداکاریها و جانبازیهای پیروان آئین بهائی بوده عزیز و گرامی می دارند و مستقبل این مرز و بوم را معزز و محترم می دانند.
حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح می فرماید:"... بهائیان چنان ایران را در انظار جلوه داده اند که امروز جم غفیری از اقالیم سبعه پرستش ایران می نمایند، زیرا شمس حقیقت از آن افق طلوع نموده و وطن مقدس حضرن بهاءالله است. ملاحظه کنید که چه موهبتی حضرت یزدان در حق ایران و ایرانیان فرمود..."(20)
و در لوحی دیگر می فرماید :"پروردگار عالمیان محض فضل و احسان هیکل ایران را به خلعتی مفتخر فرمود، و ایرانیان را تاجی بر سر نهاده که جواهر زواهراش بر قرون و اعصار بتابد و آن ظهور این امر بدیع است...مشیت الهیه تعلق گرفته و قوه معنویه در ایران نبعان نموده. هذا امر محتوم و وعد غیر مکذوب."(21)
و در بیانی دیگر می فرماید:" مستقبل ایران در نهایت شکوه و عظمت و بزرگواری است. زیرا موطن جمال مبارک ( از القاب حضرت بهاءالله) است. جمیع اقالیم عالم توجه و نظر احترام به ایران خواهند نمود و یقین بدانید چنان ترقی نماید که انظار جمیع اعاظم و دانایان عالم حیران ماند. هذا بشارة کبری، بلغها لمن تشاء و هذا وعد غیر مکذوب.(22)
با توجه به اینکه حضرت بهاءالله ایرانی نسب و کشور مقدس ایران مطلع این کوکب لامع است، بهائیان جهان سرزمین ایران را مقدس می دانند و هموطنان حضرت بهاءالله را محترم می شمارند. به آداب و رسوم ایرانیان، خصوصا مهمان نوازی را که از نیاکان خود به ارث برده اند به دیده احترام می نگرند. همچنین با ظهور شاه بهرام ورجاوند از ایران و انتشار تعالیم و احکامش در سراسر جهان بعضی از آداب و سنن ایرانی منجمله عید نوروز که یادگاری از کیان ایران باستان است در کلیه اقالیم جهان به نام نوروز جشن گرفته می شود. و مقدار زیادی از کلمات و لغات و اصطلاحات زبان فارسی همراه با آیات و الواح نازله از قلم حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء مصطلح بین پیروان آئین بهائی در سراسر جهان گردیده است.
ایران نه تنها مورد توجه و تکریم همه بهائیان جهان بوده و هست، به این اعتبار که آئین شان از این سرزمین سرچشمه گرفته، بلکه از آن جهت که بیشتر آثار بهائی به زبان فارسی است و در آثار بهائی تأثیر آشکاری از ادبیات پرمایه ایران خصوصا ادبیات عرفانی و تمثیل ها و تشبیهات و دیگر صنایع بدیع شعر و نثر فارسی به چشم می خورد، موثر در ادبیات بهائی در سایر سرزمین های عالم مشاهده شده است و نیز بسیاری از بهائیان غربی را به آموختن زبان فارسی به منظور دسترسی به سرچشمه آیات الهی و درک بهتر و استفاده بیشتر از این آثار برانگیخته است.
حضرت عبدالبهاء درباره مستقبل ایران میفرمایند: " ... عنقریب ملاحظه خواهد شد که دولت وطنی جمال مبارک در جمیع بسیط زمین محترم ترین حکومات خواهد گشت. ان فی ذلک عبرة للناظرین. و ایران معمورترین بقاع عالم خواهد شد. ان هذا لفضل عظیم".(23)
علیهذا کسانی که ایران را دوست دارند و سربلندی و سرافرازی آن را آرزو می کنند و به پیشرفت و ترقی آن اهمیت می دهند باید مطمئن باشند که ایران معززترین حکومات عالم و مورد غبطه جهانیان خواهد شد. زیرا مهد آئین اهورائی و مظهر ظهور انوار ورهرام بوده و مورد توجه جهانیان خواهد گردید.
زمان ظهور شاه بهرام ورجاوند
به طوریکه در فصول گذشته ذکر گردید چون کتب مقدسه زرتشتیان و همچنین کتابخانه ها و اسناد ملی و باستانی ایران در دو نوبت، یکبار به دست اسکندر مقدونی و بار دیگر در حمله اعراب به ایران طعمه حریق گردید، تاریخ ظهور حضرت زرتشت تا کنون مشخض نگردیده، بعضی زمان ظهور زرتشت را هشت هزار سال قبل و برخی دو هزار و دویست سال قبل می دانند. ولی طبق کتب مدون پارسیان ولادت آن حضرت را هزار و دویست سال تا 660 سال قبل از میلاد مسیح ذکر کرده اند.
در کتاب دبستان المذاهب مذکور است: " ای زرتشت بهتر از تو مرا در عالم کسی نیست. جهان بهر تو آفریدم و پادشاهان را آرزو بود که در عهد تو دین بهی را رواج دهند. از دور کیومرث تا تو سه هزار سال و بعد از تو تا رستخیز سه هزار سال، تو را در میان آفریدم چه میانه ستوده است".
و در بند 14 گلدسته چمن آئین زرتشت آمده است: " اگر چه به تحقیق سنه ظهور زرتشت را معین نتوان کرد اما کثرت آرای اهل سیر و تواریخ و گواهی عموم حکمای استوار خاوری تصدیق می دهند که عهد بعثت آن جناب کمتر از یکهزار و دویست سال قبل از میلاد مسیحا نتواند بود.
علیهذا چنانچه تاریخ مندرج در کتاب گلدسته چمن آئین زرتشت را ملاک محاسبه قرار دهیم، ظهور شاه بهرام ورجاوند و یا حضرت بهاءالله در پایان قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی خواهد بود که تقریبا سه هزار سال از بعثت حضرت زرتشت سپری گردیده است.
در این مورد ماسترخدابخش رئیس که یکی از دانشمندان و محققان و نویسنده و مترجم کتاب گلدسته چمن آئین زردشت بوده و در سال 1265 یزگردی ترجمه و تالیف این کتاب را به پایان رسانده در بیان سرانجام جهان می گوید:" واقعه آخر شدن دنیا، معاصر دوره حاضر خواهد بود . در آن وقت واپسین ، سوشیانت ظهور خواهد کرد و تازگی جهان را تکمیل نموده و بنیاد بدی و آزار اهریمنی را از بن خواهد کند..."
به همین جهت ، مقارن با ظهور حضرت بهاءالله ، زردشتیان یزد که منتظر ظهور شاه بهرام بوده و مترصد مشاهده علامات تولد شاه بهرام در حوالی دریاچه کیانسو در شرق ایران را در تاریخ 22 خرداد 1326 یزدگردی به چشم خود دیده و بر در و دیوار حکاکی کرده اند و منتظر بودند که مولود مسعود در سی سالگی به رسالت الهی مبعوث گردد.
" حتی دستور تیرانداز یکی از موبدان بزرگ یزد که سه دوره اوستا را چاپ و منتشر کرده در بین زردشتیان دارای درجه اجتهاد بوده و همواره طبق علائم موجود در کتاب اوستا منتظر سه موعود، یعنی هوشیدر ماه و شاه بهرام ورجاوند و دستور پشوتن بوده با جلال الدوله حکمران یزد شرط بندی نموده که اگر تا شش ماه دیگر شاه بهرام ظهور ننماید یک بره بریان و چند قرابه شراب به حاکم بازنده باشد. بدیهی است که چون علائم ظهور طبق انتظار جناب دستور تیرانداز به ظاهر به وقوع نپیوسته ،اجبارا شراب و بره بریان را باخته و به حاکم تسلیم نموده است."(24)
در مورد زمان ظهور حضرت زردشت حضرت عبدالبهاء در جواب یکی از بهاییان پارسی می فرمایند:" ای یار مهربان نامه شما رسید و بر مضمون اطلاع حاصل گردید .مکتوب ناطق بود و دلیل بر نورانیت قلب از اشراق صبح صادق....سوال از ایام حضرت زردشت نموده بودید در تواریخ در این خصوص اقوال مختلف است هیچیک شایان اعتماد نه. آنچه حقیقت است این است که ان کوکب نورانی در بین حضرت موسی و حضرت عیسی طلوع نمود. یعنی تقریبا هفتصد و پنجاه سال بعد از موسی. هذا الحق و ما بعد الحق الاضلال المبین. ولی اوقات را اهمیتی نه. آن اختر نورانی نیر اشراق بود و بر خاور و باختر پرتو انداخت. در هر زمان و در هر مکان طلوع کرده باشد زمان و مکان را حکم در عالم جسمانی بود نه جهان الهی. علی الخصوص زمان که امر اعتباری است. عالم وجود سرمد است یعنی یک روز بی بدایت و نهایت است این ازمنه به اعتبار حرکات و ظهور و غروب کواکب است. روز و ماه و سال ثبوت دارد ولی وجود ندارد. یعنی روز و ماه و ایام ثابت است ولی وجود ندارد. مانند جهات نظیر شرق و غرب و شمال و جنوب ثبوت دارد ولی وجود ندارد. وعلیک البهاءالابهی ع ع ".(25)
با ملاحظه بیانات مذکور مسلم است که با توجه به این که زمان ظهور حضرت زردشت به تحقیق معین نگردیده ولی افتاب ان حضرت بین حضرت موسی و حضرت عیسی بر جهانیان تابیده و مقصود کلی حقایق افتاب اهورایی حضرت زردشت بود که بر جهانیان تابیدن گرفت . و زمان و مکان که امری اعتباری است فرع بر وجود افتاب جهانتاب می باشد .
حضرت بهاء الله در جواب یکی از پارسیان ایران می فرمایند:"...یا بهرام از حضرت زردشت سوال نموده بودی. او من عندالله امده و به هدایت خلق مامور. نار محبت بر افروخته ید اوست. با نار محبت الهی و کتاب اوامر و احکام ربانی امد ولکن حزب غافل مقامش را ندانستند و ظهورش را نشناختند . سبحان الله اهل ایران مع استعداد از عرفان حقایق امور محرومند. "
با توجه به این که تاریخ ظهور حضرت زردشت را به تحقیق نمی توان تعین نمود حضرت بهاءالله و شاه بهرام موعود در سال 1817 میلادی متولد و در سال 1852 از طرف اهورا مزدا به رسالت مبعوث گردید. و به طوری که ذکر شد طبق بند 14 کتاب گلدسته چمن ایین زردشت که تاریخ ظهور حضرت زردشت را یکهزار و دویست سال قبل از میلاد مسیح میداند. حضرت بهاءلله سه هزار و اندی سال بعد از ظهور زردشت به رسالت مبعوث و ابناء بشر را به وحدت و یگانگی دعوت فرمود.
بدین ترتیب بشارت مندرج در کتاب دبستان المذاهب که فاصله ظهور زردشت را تا روز رساخیز و ظهور شاه بهرام سه هزار سال میداند تحقق میابد.
با ظهور موعود ستارگان از اسمان فرو میریزد
پیروان حضرت زردشت معتقدند که در زمان تولد شاه بهرام ورجاوند ستارگان از آسمان فرو میبارد. ولکن باریدن ستارگان و سقوط کواکب در علم الهی درای معانی و مفاهیم معنوی است و مقصود از اینگونه علائم و بشارات سقوط شمس و قمر و کواکب ظاهره نبوده بلکه منظور از آسمان مذکور در بشارات الهی اسمان دیانت است که شمس و قمر و کواکب ان علمای دین میباشند که به انوار مظهر ظهور منور گشته اند. هنگامی که آفتاب دیانت قبل غروب نمود کواکب و نجوم مذکور تاریک شده و ساقط می گردند مگر آنانی که به ضیاء شمس ظهور جدید منور گردند.
حضرت بهاءالله در کتاب ایقان میفرمایند : " در مقام دیگر مقصود از شمس و قمر و نجوم علمای ظهور قبلند که در زمان ظهور بعد موجودند و زمام دین مردم در دست ایشان است. و اگر در ظور شمس اخری به ضیاء او منور گشتند لهذا مقبول و منیر و روشن خواهند بود. و الا حکم ظلمت در حق آنان جاری است."(26)
بنابراین طبق وعده های کتب مقدسه هنگامی که آفتاب دیانت حضرت زردشت تاریک شد و اهریمن بر جهان مستولی گردید و زمان ظهور شاه بهرام ورجاوند فرا رسید ستارگان یعنی علمای دین و دستوران و موبدان که در آسمان دیانت زردشتی از انوار آفتاب حضرت زردشت روشن بودند تاریک شده و ساقط گردیدند. مگر موبدان و دستورانی که به انوار ظهور جدید منور گشتند.
حضرت بهاءالله در قسمت دیگری از کتاب ایقان میفرمایند:"....این است که مقصود از ذکر تاریکی شمس و قمر و سقوط انجم ضلالت علما و نسخ شدن احکام مرتفعه در شریعت است که مظهر آن ظهور به این تلویحات اخبار میدهد و جز ابرار را از این کاس نصیبی نیست."(27)
با توجه به نبوات مذکور و همزمان با ظهور حضرت بهاءالله و ابلاغ امر شاه بهرام ورجاوند دستوران و موبدان زردشتی به مخالفت و مقاومت قیام نموده و در حدود توانایی خود کوشیدند تا در مقابل انوار شمس حقیقت مانع و رادع ایجاد نموده به صورت ابرهای ظلمانی از تابش انوار خورشید رحمانی بر زردشتیان جلوگیری کنند.
لهذا به وسائل و اسباب مختلفه سعی نمودند با سدی از اوهام و خرافت ناس را از وصول به سرچشمه آب حیات محروم سازند. شرح مخالفت ها و معاندت ها بسیار مفصل بوده و در این جا به بعضی از موارد آن به اختصار به شرح زیر اشاره میگردد:
از جمله دستوران به منظور انحراف عوام الناس از صراط مستقیم ایجاد تغییراتی در کتب مقدسه زردشتیان بود. بدین ترتیب که کتاب اوستا را تجدید چاپ کرده و قسمتهایی از بشارات مندرج در آن را حذف نموده و تغییراتی در ترجمه اوستا دادند شاید بتوانند نفوس مستعده را از شاطی بحر عرفان ممنوع سازند.
حضرت عبدالبهاء در لوحی می فرماید: " نامه همایون زند را دستور بی آئین کم و بیش نموده تا مژده امروز را از میان ببرد. به راستی بدا ن که زردشت بزرگوار پناه به پرودگار از این دستوران گنه کار می برد، ببینید چقدر بی آئینند ."(28)
بناراین چون ندای الهی به گوش زردشتیان رسید دستوران به وسایل ممکنه اقدام به مخالفت نمودند. گاهی شکایت نزد علمای اسلام برده و فتوای قتل دوستان بهایی را در خواست نمودند و گاهی اخبار جعلی و اکاذیب بر علیه یاران پارسی انتشار دادند و از انجام فرائض دینی و احوال شخصیه برای آنها خودداری نمودند.
با ظهور شاه بهرام ورجاوند طبقه پیشوایان مذهبی چه موروثی و چه اکتسابی به صورتی که در ادیان گذشته معمول بود منسوخ و به کلی حذف گردید . به عبارت دیگر دیانت بهایی در حالی که از عموم علما و دانشمندان در کلیه علوم و فنون منجمله علم ادیان تجلیل و تمجید فراوان به عمل آورده معذلک طبقه روحانی و پیشوای مذهبی به صورت ملا و حاخام و دستور و موبد و پاپ و کشیش و مجتهد و مرجع تقلید در جامعه بهایی وجود ندارد. به طوری که اشخاص معین و ملبس به لباس مخصوص و با امتیازات طبقاتی گذشته اداره امور مذهبی را عهده دار گردند. دست بوسی علما به منظور کسب ثواب و اقرار به گناهان نزد کشیش حرام بوده و هر کس می تواند بدون واسطه با خداوند خود رابطه معنوی برقرار کرده و از وی استمداد طلبیده و یا تقاضای عفو ومغفرت نماید.
مقیاس اعمال و رفتار پیروان دیانت بهایی احکام و دستورات نازله در کتب مقدسه بهایی بوده و تقلید از فرد یا افرادی مخصوص به کلی ممنوع و مغایر با دستورات الهی است .امر به معروف و نهی از منکر و اعتراض اشخاص به یکدیگر اکیدا منع گردیده و هر شخص مکلف است احکام و دستورات الهی را با طیب خاطر و برای محبت و اطاعت از خداوند بزرگ اجرا نماید.
اداره کلیه امور و مراسم مذهبی به عهده هیاتی به نام محفل روحانی می باشد که اعضای ان را هر سال جامعه بهایی ان محل انتخاب می نمایند.
در ظهور شاه بهرام خورشید به مدت سی روز در اسمان متوقف خواهد شد
یکی دیگر از بشارات کتب مقدسه زردشتیان ان است که در ظهور شاه بهرام، خورشید به مدت سی شبانه روز در اسمان بی حرکت خواهد ماند و با این علامت ظهور سیوشانت را بشارت داده و مردمان روی زمین را به آئین مزدیسنا دعوت خواهد نمود .سیوشانس دارای فرکیانی است غذایش از سر چشمه مینوی است از پیکرش چنان نوری پرتو افکن شود که جهات ششگانه بسیط زمین را روشن نماید....
همان طور که در بیان نبوات حضرت زردشت ذکر گردید منظور از آسمان و توقف خورشید آسمان و خورشید ظاهری نبوده بلکه مراد از آسمان مذکور در کتب مقدسه آسمان دیانت و منظور از خورشید مظهر ظهور امر الهی یعنی شاه بهرام ورجاوند می باشد که در میقات معین در آسمان امر الهی ظاهر شد و دوران نبوت وی سی شبانه روز است که نهایت مدت استقرار افتاب در یک برج میباشد. در مورد توقف افتاب به مدت سی روز در آسمان در ظهور شاه بهرام حضرت عبدالبهاء در لوحی می فرمایند:"...و در دور جمال مبارک (حضرت بهاءالله) چون شمس حقیقت در برج الهی که خانه شمس است طلوع و اشراق فرمود مدت استقرارش عدد سی بود که نهایت مدت استقرار افتاب در یک برج تمام . امتدادش بسیار، حداقل پانصد هزار سال..."(29)
با توجه به بیانات فوق شمش حقیقت و خورشید شاه بهرام ورجاوند در آسمان امر الهی طلوع فرمود و با انوار خود عالم انسانی را روشن نمود و با تاییدات غیبی الهی و فیوضات نا متناهی و نفوذ کلام که همانا فر کیانی و منبعث از سرچشمه مینوی است اهل عالم را به یکتا پرستی و وحدت عالم انسانی دعوت فرمود.
درباره توقف خورشید در دوران موعود های سه گانه حضرت زردشت که به ترتیب در ظهور هوشیدر بامی به مدت ده روز و هوشیدر به مدت بیست روز و شاه بهرام ورجاوند به مدت سی روز در آسمان دیانت متوقف خواهند شد و تبیین ان به وسیله حضرت عبدالبهاء لازم به تذکر است که در دوران هر یک از پیامبران الهی "یک روز" دارای تعابیر و مفاهیمی به شرح زیر بوده است:
در کتب مقدسه دیانت یهود هر روز برابر یک سال (حزقیال بند4 ایه 6) و در کتب مقدسه زردشت هر روز برابر با یک قرن. در دیانت اسلام هر روز برابر با یکهزار سال .(سوره سجده ایه4 و سوره حج ایه 16) در دیانت بابی هر روز مطابق با پنجاه هزار سال (سوره معارج) (30)
بعد از گذشت هزار سال و تحلیل قوای روحانی و معنوی و کاهش نفوذ و اثرات روح نباض دیانت بهایی از یک طرف و رشد استعداد ها و نشو و ارتقای عالم انسانی از طرف دیگر ظهور مربی و معلم جدیدی را ایجاب خواهد نمود که در موعد مقرر از طرف خداوند مبعوث و محل نزول وحی الهی گردد. و این ادوار جدید دینی مستمرا ادامه خواهد یافت و کلیه مربیان عالم انسانی از منبع فیض الهی مستفیض و در حول یک محور طائف خواهند بود.
علیهذا معضلات احکام غیر منصوص و دستورات غیر قابل اجرا و نا متناسب با شرایط زمان از یک طرف و خاتمیت در نزول وحی و الهام الهی از طرف دیگر و تمامیت کتاب و دستورات نازله طبق روش موجود در ادیان گذشته به کلی متفع خواهد گردید.
شاه بهرام ورجاوند ندای خود را از روم بلند خواهد نمود
از جمله بشارات کتب مقدسه زردشتیان این است که "چون ایرانیان بد کارها کنند و پادشاه خود را کشند یزدان او را که ان پادشاه خجسته باشد با انکه ایرانی است به روم برد . ان پادشاه پادشاهی بس نیک بخت و هنرمند و دانا باشد .انجام نامه خود را به ایرانیان دهد که امیخته دساتیرش کنند."(31)
به طوری که ذکر شد حضرت باب (هوشیدر ماه)در سال 1260 هجری(1844)میلادی و طبق بشارات کتب مقدسه زردشتیان یکهزار و دویست و اند سال پس از غلبه تازیان بر پارسیان از طرف خداوند منان به رسالت اهورا مزدا مبعوث گردید و خود را باب نامید. یعنی دری که پیروان مزدیسنا را به سوی سیوشانس نجات دهنده هدایت می نماید. حضرت باب ندای خود را از ایران به گوش جهانیان رسانید و بشارت به ظهور شاه بهرام ورجاوند داد و اعلام نمود که به زودی موعود کلی الهی و نجات دهنده عالم بشریت ظاهر خواهد شد و با تعالیم و دستورات خود زمینه را برای ظهور سیوشانس اماده نمود.
جمع کثیری از علمای زمان دعوتش را لبیک گفته و به انتشار امرش پرداختند و متقابلا علمای سوء و اهریمن صفتان به مخالفت با وی برخاستند و پس از حبس و زجر و سرگونی اخرالامر در شهر تبریز ان حضرت را در سال 1850 میلادی تیر باران نمودند. ولی با شهادت هوشیدر ماه و جمع زیادی از پیروان وفادارش نه تنها آتش امرش خاموش نگشت بلکه اوازه اش جهانگیر شد و ندایش به گوش هر قریب و بعید رسید.
پس از ان در موعد مقرر حضرت بهاءالله طبق بشارات وارده در کتب مقدسه به رسالت اهورامزدا برانگیخته شد و جمیع عالم را به وحدت عالم انسانی دعوت فرمود . این بار نیز قوای اهریمنی یعنی علمای وقت و امرای حکومت بیکار ننشسته و به مخالفت و ضدیت با وی قیام نمودند و ان حضرت را در بدترین وضع زندانی کرده و پیروان امرش را به انواع بلایا و حبس و جرح و قتل و غارت مبتلا نمودند. به طوری که تا کنون چشم روزگار این چنین اعمالی را از اهریمن ستمکار ندیده و نشنیده است.
پس از ان حضرت بهاءالله و پیروانش را به بغداد تبعید نمودند . چون هر روز لوای امرش مرتفع تر و دعوتش عالمگیر میشد بنا به تصمیم دو سلطان جبار زمان یکی پادشاه ایران و دیگری سلطان عثمانی حضرت بهاءالله را ابتدا به اسلامبول و سپس به ادرنه و پس از ان به عکا یکی از بدترین زندانهای ان زمان که در روم شرقی قرار داشت نفی و تبعید نموده و در سخت ترین شرایط زندانی نمودند به خیال این که شعله امرش را خاموش و ندایش را فراموش سازند. ولی با تمام این مخالفت ها و زجر ها و حبس ها نه تنها انوار خورشید امرش تاریک نگردید بلکه تلالوء ودرخشندگیش فزونی گرفت و اوازه امرش جهانگیر شد.
هر چند به ظاهر یک فرد مسجون و محصور بود ولی بدون هر گونه قدرت و قوت ظاهره به مقابله با قوای اهریمنی برخاست و سلطنت الهیه را بر روی کره ارض تاسیس فرمود و علم امرالله را بر اعلی قلل عالم بر افراشت . با ارسال الواح و رسائلی خطاب به سلاطین و امرای ارض پیام اهورا مزدا را ابلاغ و انان را به پیروی از تعالیم و دستورات الهی دعوت فرمود.
ولی سلاطین مستبد زمان و پاپ اعظم به نصایح و انذارات ان حضرت اعتنائی ننمودند تا جایی که ناصرالدین شاه دستور داد حامل لوح سلطان را که جوانی شیفته عشق الهی بود ان چنان شکنجه نمودند که در زیر داغ و درفش جلادان جان به جان افرین تسلیم نمود.
بنابراین با وجود تمام ضدیت ها وهمان طوری که حضرت بهاءالله در الواح ملوک انذار فرموده بودند قدرت و قوت ظاهره سلاطین و ملوک ارض یکی پس از دیگری محو و نابود گردید و سطوت و سلطنت و شوکت الهیه روز به روز وسعت یافت به طوری که کمتر نقطه ای در روی کره ارض می توان یافت که در ان ندای امر الهی بلند نشده باشد.
حضرت عبدالبهاء در لوحی می فرمایند:"حضرت بهاءالله چنین امر عظیمی که صیتش افاق را گرفته و در شرق نهایت تمکن یافته و بارقه صبح منیرش مانند افتاب در انتشار است با وجود انکه دول و ملل شرق مانع و معارض و به کمال قوت متعرض بودند در این سجن شدیده ظاهر و بلند و منتشر نمود. ملاحظه نما که ظهور چنین قدرت و قوتی تا به حال سبقت نیافته. چه برهانی اعظم از این که در سجن ان خطابات شدیده را به جمیع ملوک فرمود و اخبار صریح از استقبال داد و امپراطور اعظم را در وقتی که نهایت اقتدار داشت تهدید به انقلاب و سقوط تاج و انعدام و اضمحلال فرمود و به عینه واقع گردید. همچنین به سایر ملوک ارض این الواح و خطاب در سجن صادر و واقع. ملاحظه فرما که به این قدرت و عظمت در حبس قاتلان و سارقان جلوه نمود. چه برهانی اعظم از این است..."(32)
بنابراین حضرت بهاءالله که ایرانی و کیانی نسب بودند در سال 1868 میلادی به دستور دو سلطان جابر زمان یکی ناصرالدین شاه قاجار و دیگری سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی به زندان عکا در فلسطین (اسرائیل امروز)که جزو مستملکات روم شرقی و در تصرف دولت عثمانی بود تبعید نموده و مدت 25 سال و تا خاتمه حیاتشان در ان زندان محبوس بودند و در سخت ترین شرایط سجن و زندان با تاسیس مدنیت الهیه ندای امر الهی را به گوش جهانیان رسانیدند.
حضرت بهاءالله در 29 سال دوران رسالت خود با نزول ایات و الواح کثیره و احکام و دستورات بهایی و ابلاغ ان به کلیه جوامع و ملل عالم اخرالامر در سال 1892 میلادی در عکا به ملکوت ابهی صعود فرمودند. پس از ان حضرت فرزند ارشد ایشان به نام عباس افندی ملقب به عبدالبهاء که طبق بشارات وارده در کتب مقدسه زردشتیان "دستور پشوتن" موعود هستند بر حسب وصیت نامه صریح و مدون حضرت بهاءالله به عنوان مبین ایات الله جانشین ان حضرت گردید و بدین ترتیب از اختلاف و انشقاق و انشعاب در دیانت بهایی ممانعت فرمود و از تکرار قضیه "حسبنا کتاب الله "جلوگیری نمود.
حضرت عبدالبهاء در مدت 29 سال دوران عهد و میثاق الهی به تعمیم و تربیت اهل عالم پرداخت و با مسافرت های عدیده به اروپا و امریکا ندای اهورا مزدا را در جمعی اقالیم و ممالک دنیا منتشر نمود. و بالاخره در سال 1921 میلادی به ملکوت اعلی عروج فرمود.
بعد از حضرت عبدالبهاء حضرت شوقی ربانی به عنوان ولی امرالله هدایت و ولایت عالم بهایی را عهده دار گردید. حضرت شوقی ربانی در مدت 26 سال ولایت خود نظم بدیع جهان ارای دیانت بهائی را در کلیه ممالک و جزایر و اقالیم روی زمین مستقر فرمود.
پس از صعود آن حضرت در سال 1957 میلادی، طبق برنامه تنظیمی و نقشه دهساله از طرف حضرت شوقی ربانی، بیت العدل اعظم که مجمع قانونگذاری بین المللی بهائی است، در سال 1963 میلادی از طرف جامعه بین المللی بهائی انتخاب و عهده دار هدایت جامعه جهانی بهائی گردید.
با توضیح این مختصر ملاحظه می گردد که کلیه اماکن مقدسه و مرکز اداری بهائی از سال 1868 میلادی در مملکت فلسطین ( اسرائیل امروزی ) مستقر گردیده است لذا در زمانی که طبق نبوات حضرت زردشت و سایر انبیای عظام ، حضرت بهاءالله را به زور دو سلطان مستبد زمان به عکا واقع در فلسطین که از مستملکات روم شرقی بود، تبعید نمودند نامی و نشانی از کشور اسرائیل امروزی وجود نداشت، و مرج عکا و اراضی مقدسه بعد از دولت عثمانی در اثر جنگ بین الملل اول به قیمومت دولت انگلستان در آمد و سپس یهودیان در سال 1949 مبادرت به تاسیس دولت اسرائیل امروزی نمودند. بدین ترتیب کلیه بشارات کتب مقدسه اعم از حضرت موسی و حضرت زردشت و حضرت عیسی و حضرت محمد تحقق یافته و مظهر ظهور امر الهی طبق نبوات انبیاء و رسل در اراضی مقدسه لانه و آشیانه انبیاء مستقر گردید.
ظهور سیوشانس مقارن با روز رستخیز خواهد بود
طبق بشارات وارده در کتب مقدسه زردشتیان ظهور شاه بهرام مقارن با روز رستخیز می باشد . همه روانان تیره کاران از دوزخ بیرون آمده ، پاک خواهند شد. و روانان کرفه کاران ( گناه کاران ) برخاسته و رستاخیز واپسین به وقوع خواهد پیوست. جمیع ارواح را به نوازش تن واپسین که جسم جدید باشد ممتاز خواهد فرمود و من بعد خرم و شادان خواهند زیست.
در توصیف روز رستاخیز آمده است که در آخرالزمان قیام قیامت برپا خواهد شد و کلیه مردگان، دوباره زنده شده و ابدان و اجساد و استخوان های پوسیده به یکدیگر ملصق گردیده و در صحرای محشر طبق برنامه تنظیمی به سئوال و جواب خواهند پرداخت...
ولی آنچه مسلم است، چگونگی روز قیامت و صحرای محشر را آنگونه که به ظاهر بیان شده ، نمی توان با علم و عقل سلیم منطبق دانست، بلکه مقصود از روز رستخیز یوم ظهور سیوشانس می باشد که ندای الهی به وسیله مظهر ظهور و موعود منتظر بلند گردید و انوار ورهرام بر کره ارض تابید و قیامت برپا شد.
منظور از مردگان پیروان ادیان قبل هستند که در خواب غفلت و فراموشی از فیوضات ربانی محرومند. آنان که از خواب غفلت بیدار شدند و از انوار ظهور جدید بهره مند گردیدند، زندگی ابدی یافتند و خلق جدید شدند، و دائما خرم بوده و ابدالآباد زنده و فزاینده و کامروا خواهند بود و کسانی که از دستورات اهورائی سر پیچیده و به پیروی از اهریمن ادامه دهند، از فیوضات اهورامزدا محروم مانند. سعادتمند کسانی خواهند بود که در یوم ظهور از انوار آفتاب بخشش خداوند آفرینش بهره مند شوند و به نصرت شاه بهرام قیام نموده و به دستوراتش عمل کنند.
حضرت بهاءالله می فرمایند :"... پس ای برادر معنی قیامت را ادراک نما و گوش از حرفهای این مردم مردود پاک فرما، اگر قدری به عوالم انقطاع قدم گذاری ، شهادت می دهید که یومی اعظم از این یوم و قیامی اکبر از این قیامت متصور نیست."( 33)
و همچنین در لوحی دیگر می فرمایند:" ... همچنین از صراط و میزان و آنچه در روز رستخیز ذکر نموده اند، گذشته و رسیده و یوم ظهور یوم رستخیز اکبر است ، امید هست که آن جناب از رحیق وحی الهی و سلسبیل عنایت ربانی به مقام مکاشفه و شهود فائز شوند و آنچه ذکر نموده اند ظاهرا باطنا مشاهده نمایند."(34)
چالش اهریمن با اهورامزدا
از جمله معتقدات زردشتیان این است که از بدایت خلقت تا کنون همواره نور با ظلمت و خیر با شر و آبادانی با ویرانی در جنگ و ستیز است و این نبرد ادامه دارد و سرانجام منتهی به شکست اهریمن و غلبه و قدرت اهورامزدا و استقرار سلطنت الهی خواهد شد.
مقارن با ظهور آئین بهائی ، کارل مارکس در سال 1848 میلادی در اروپا با انتشار کتاب " مانیفیست" مکتب مارکسیسم را به وجود آورد که بر مبنای فلسفه مادی بنا گردیده و ضمن نفی الوهیت و کلیه ادیان الهی، پایه و اساس کلیه مظاهر وجود را ماده می داند.
کارل مارکس می گوید:" مذهب موجب تخدیر جامعه است."(35) و همچنین عنوان میکند" مارکسیسم باید با تیره اندیشی مذهبی نبرد کند و آدمی را از اعتقاد به زندگی اخروی رها سازد"(36)
لنین می گوید:" ما باید با مذهب به مبارزه برخیزیم ... این الفبای ماتریالیسم است، ولی مارکسیسم ماتریالیستی نیست که در محدوده الفبا، باقی بماند... مبارزه با مذهب نمی تواند به موعظه ایدئولوژیکی بسنده کند. باید آن را عملا به جنبش های طبقاتی سرایت داد و مآلا پایه های اجتماعی مذهب را ریشه کن کرد."(37)
مارکسیسم لنینیسم نه تنها وجود ذات الوهیت را انکار کرد و ماده پرستی را در تمام جوامع انسانی تبلیغ و منتشر نمود بلکه در اثر بی دینی ، فرهنگ دروغ و فساد و افعال غیر اخلاقی و انسانی بر کلیه جوامع بشری مستولی گردید. اساس خانواده متزلزل و بی بند و باری و لذت طلبی شایع شد و فضیلت های انسانی مورد استهزاء قرار گرفت.
از طرف دیگر علاوه بر جنگ های محلی و منطقه ای ظرف مدتی کمتر از سی سال، عالم انسانی دچار دو جنگ ویرانگر جهانی شد که ضمن آن میلیون ها انسان بی گناه جان باختند و ممالک و شهرهای زیادی با خاک یکسان شد. کلیه وسائل و امکانات مادی که باید در خدمت ترقی و تعالی ابناء بشر قرار گیرد، در آتش جنگ به خاکستر مبدل گردید. متاسفانه هر دو جنگ جهانی، ابتدا از ممالک اروپایی، کانون جهان متمدن آغاز و به دیگر ممالک دنیا سرایت نمود.
به موازات این پدیده اهریمنی و ویرانگر، نیروی یزدانی با تائیدات اهورانی به مبارزه و چالش برخواست و به تبلیغ و انتشار یکتاپرستی و اتحاد ادیان الهی و وحدت عالم انسانی و صلح و محبت و دوستی پرداخت و نوع بشر را به سراپرده یگانگی دعوت فرمود و بشارات موعود مزدیسنا را مبنی بر " ای اهل عالم همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار" و " عالم یک وطن محسوب و من فی الارض اهل آن" به گوش جهانیان رسانید و در برابر نیروی مخرب اهریمن به سازندگی جان و روان آدمیان پرداخت.
هر چند پدیده مارکسیسم با سرعت زیادی انتشار یافت و از روسیه به شرق اروپا و پس از به خاور دور و کشورهای آفریقا و امریکای لاتین سرایت نمود و بالاخره کشور بزرگ یعنی پرجمعیت ترین ممالک جهان را در بر گرفت و حکومت مارکسیسم لنینیسم تقریبا بر نیمی از کشورهای دنیا حاکم شد و قوای اهریمنی به تازش خود بر دیگر ممالک ادامه می داد، ولی طبق بشارات حضرت زردشت ناگهان نیروی اهریمنی در زادگاه خود یعنی در روسیه شوروی با شکست مواجه شد و غول کمونیسم از هم فروپاشید و درگیری نیروهای جنگ طلب اعم از چپ و راست، که در صورت وقوع جنگی دیگر، با استفاده از صلاحهای اتمی و شیمیایی و میکروبی ، به نابودی جهان و انقراض نسل بنی آدم منتهی می شد، متوقف گردید.
بدین ترتیب اذهان جهانیان برای شناخت احکام و دستورات حضرت بهاءالله و موعود مزدیسنا در سراسر جهان شفاف تر و انوار مظهر امر الهی در افکار و عقول آدمیان متبلورتر و نیاز بنی آدم به وحدت عالم انسانی و صلح عمومی و تاسیس حکومت واحد جهانی محسوس تر و مقدمات تاسیس صلح سیاسی جهان به مراتب نزدیک تر گردید.
---------------------- پاورقی:
(1) سوشیانت موعود مزدیسنا نوشته استاد پورداود سال 1927 صفحه 3 ( 2و3و4) سوشیانت به ترتیب صفحات 9 و6 و12 ( 5 و6 ) مکاتیب عبدالبهاء ،جلد دوم صفحه 75 (7) مجموعه الواح خطی (8) گلدسته چمن آئین زردشت ترجمه و تالیف ماستر خدابخش رئیس سال 1265 یزدگردی (9) سیوشانت، صفحه 46 (10) تاریخ آئین مزدیسنی نوشته محمدعلی فیضی صفحه22 ( 11) سیوشانت صفحات 25 و46 توضیح: در کتاب محبوب عالم صفحه 72 عدد 99999 فروهر پاکان را رمز عدد 9 مقارن با بهاء و تکرار پنج مرتبه 9 را اشاره به باب دانسته است. (12) ابوالفضائل گلپایگانی یکی از علمای معروف شیعه که در سال 1844 متولد و پس از طی مدارج علمی و کسب درجه اجتهاد، در سال 1876 به دیانت بهائی اقبال نمود و دارای تالیفات زیادی منجمله کتاب فرائد، کشف الغطاء، حجج البهیه و درر البهیه می باشد. (13) ابی عبدالله شلمغانی – ابوجعفر محمد بن علی معروف به ابن عزاقر از متکلمین شیعه و از دستیاران حسین ابن روح نوبختی نایب سوم می باشد که در قرن سوم هجری می زیسته و با اختلافی کهبین او و حسین ابن روح افتاد نامبرده و بعضی از پیروانش بدست خلیفه به قتل رسیدند. (14) نقل از کتاب محبوب عالم صفحه176 از انتشارات مجله عندلیب کانادا (15و16) مجموعه الواح به افتخار احبای پارسی صفحه45 (17و18) کتاب دینکرد چاپ مانکجی صفحات142و150 (19) نقل از مجموعه الواح خطی (20و21و22و23) نظر اجمالی در دیانت بهائی تالیف احمد یزدانی صفحات 139و140 (24) نقل از دفتر خاطرات اسفندیار مجذوب (25) مجموعه الواح نازله به افتخار احبای پارسی صفحه52 (26و27) کتاب ایقان چاپ مصر صفحات 20و24 (28) کتاب یار دیرین تالیف میرزا سیاوش سفیدوش صفحات92 و111 (29) مکاتیب عبدالبهاء جلد دوم چاپ مصر صفحه 75 (30) کتاب محبوب عالم صفحه72 (31) کتاب دساتیر آسمانی آیه 58و59 (32) مجموعه الواح خطی (33) کتاب ایقان چاپ مصرصفحه 121 (34) لوح هفت پرسش، کتاب یار دیرین تالیف میرزا سیاوش سفیدوش صفحه33 (35) نظم جهانی بهائی ترجمه هوشمند فتح اعظم صفحه 192 (36) پاسخ به تاریخ نوشته محمد رضا پهلوی صفحه253 (37) نظم جهانی بهائی صفحه 192
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:15  توسط بهار
|
مانکچی صاحب (1) در سال ١٨٥٤ م . بنمايندگی از طرف " انجمن اکابر صاحبان پارسی بمبئی " برای آگاهی از وضعيت زردشتيان به ايران آمد . و از هنگام ورود تا پايان زندگانی يعنی سی و شش سال متوالی برای بهبود وضع آنان کوششی فراوان نمود . او توانست در سال ١٨٨٢ م. ( برابر با ١٢٩٩ هـ. ق. ) پس از سالها سعی و کوشش سرانجام فرمان " الغای رسم جزيه " را از ناصرالدّين شاه قاجار دريافت دارد و زردشتيان را از جزيه دادن معاف نمايد . (2) مانکچی صاحب در سال ١٢٧٠ هـ. ق. (١٨٥٤م.) هنگام اقامت حضرت بهاءاللّه در بغداد بديدار ايشان رسيد . او پس از چند سال نامهای به عکا نگاشت و در آن خواستار پاسخ به پرسشهايی چند گرديد . از اين رو حضرت بهاءاللّه در سال ١٢٩٥ هـ. ق. ( ١٨٧٩ م.) لوحی (3) نازل و برای او فرستادند چنانکه ميفرمايد : " نامه شما در زندان به اين زندانی روزگار رسيد . خوشی آورد و بر دوستی افزود و ياد روزگار پيشين را تازه نمود . سپاس دارای جهان را که ديدار را در خاک تازی روزی نمود . ديديم و گفتيم و شنيديم . اميد چنانست که آن ديدار را فراموشی از پی در نيايد و گردش روزگار ياد او را از دل نبرد و از آنچه کشته شد گياه دوستی برويد و در انجمن روزگار سبز و خرم و پاينده بماند . "
او در نامه خود درخواست نمود که چون در اين زمان " دلبر پارسی زبان " پديدار گشته شايسته چنان است که زبان تازی رها شده و به زبان پارسی سخن رانده و نوشته گردد . از اين رو پاسخ نامه خويش را به زبان پارسی سره خواستار شد . حضرت بهاءاللّه با اين توضيح که " تازی و پارسی هر دو نيکوست چه که آنچه از زبان خواستهاند پی بردن به گفتار گوينده است و اين از هردو می آيد و امروز چون آفتاب دانش از آسمان ايران آشکار و هويداست ، هرچه اين زبان را ستايش نمائيد سزاوار است "، درخواست او را پذيرفت . حضرت بهاءاللّه در پاسخ به پرسش او از چگونگی دگرگون شدن نامههای آسمانی و دوباره آمدن کيش آوران يزدانی چنين ميفرمايد : " رگ جهان در دست پزشک داناست . درد را می بيند و بدانايی درمان می کند . هر روز را رازی است و هر سر را آوازی . درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر . امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده می شود گيتی را دردهای بیکران فراگرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته . مردمانی که از باده خودبينی سرمست شدهاند پزشک دانا را از او بازداشتهاند . اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نمودهاند . نه درد می دانند نه درمان می شناسند . راست را کژ انگاشتهاند و دوست را دشمن شمردهاند ... "
همچنين در اين حضرت بهاءاللّه از جمله به اين سخنان گويا : " يزدان پاک می فرمايد : آنچه در اين روز پيروز شما را از آلايش پاک نمايد و به آسايش رساند همان راه راست و راه منست . پاکی از آلايش پاکی از چيزهايی است که زيان آرد و از بزرگی مردمان بکاهد و آن پسنديدن گفتار و کردار خود است اگرچه نيک باشد . و آسايش هنگامی دست دهد که هر کسی خود را نيکخواه همه روی زمين نمايد ... "
" چون جهان را تاريکی فراگرفت ، دريای بخشش بجوش آمد و روشنايی هويدا گشت تا کردارها ديده شود و اين همان روشنی است که در نامههای آسمانی بآن مژده داده شد ..."
"بگو ای دوستان، سراپرده يگانگی بلند شد ، به چشم بيگانگان يکديگر را مبينيد . همه بار يک داريد و برگ يک شاخسار ..."
" بگو ای دارای چشم ، گذشته آيينهء آينده است ببينيد و آگاه شويد . شايد پس از آگاهی دوست را بشناسيد و نرنجانيد ..."
" بگو ای مردمان ، سخن باندازه گفته می شود تا نورسيدگان بمانند و نورستگان برسند . شير باندازه بايد داد تا کودکان جهان به جهان بزرگی درآيند و در بارگاه يگانگی جای گزينند ..."
مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه - خط زين المقرّبين - چاپ هند ص ٢٧٤ .
١٨١٣ - ١٨٩٠ م .
" جزيه : مالی ( جنس يانقد ) که اهل کتاب هر سال به دولت اسلامی پردازند . " ( فرهنگ فارسی معين ) .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:8  توسط بهار
|
حضرت بهاءاللّه يهوديان را مخاطب ساخته و می فرمايد: " امروز روزی است که کرسيّ ربّ ما بين شعب ندا می کند جميع ساکنين ارض را و امر می نمايد به تسبيح و تقديس پروردگار . امروز روزی است که ملائکههای آسمان به اکواب بيان و اباريق عرفان در کلّ احيان نازل می شوند و بنفحات مقدّسه طيّبه معطّر شده راجع ميگردند . بگو اله موعود (1) می فرمايد: ای ملأ يهود، شما از من بوديد و بمن راجع. چه شده که حال مرا نمی شناسيد با آنکه بجميع علامتها ظاهر شده ام ؟ دشمنان را دوست گرفتهايد و دوست حقيقی را از دست دادهايد ... اگر بگوشهای شنوا توجّه نمائيد نداء اللّه را می شنويد (2) . جميع اشياء اليوم شما را ندا می نمايد و به ربّ دعوت می کند . و شما چنان از خمر غرور مستيد که در آنی ملتفت آن نشدهايد . گوش از برای شنيدن ندای منست و چشم از برای مشاهدهء جمالم (3) ." (4)
همچنين می فرمايد: " ميقات امم منقضی شد و وعدههای الهی که در کتب مقدّسه مذکور است ، جميع ظاهر گشت و شريعت اللّه از صهيون جاری (5) و اراضی و جبال اورشليم به تجلّيات انوار ربّ مزيّن (6) ." (7)
همچنين می فرمايد: " يا ابناء الخليل و ورّاث الکليم، قدّسوا آذانکم لاصغاء کلمتی العليا الّتی بها انجذبت الاشياء و نادت، الملک للّه ربّ العالمين . قد تجلّی عليکم اللّه بمشرق آياته و مظهر نفسه الّذی اتی من مطلع البقاء ... انّ الطّور طاف حول الظّهور و ارتفع نداء السّدرة فی سيناء العرفان. طوبی لمن سمع و فاز ... " (8) مضمون گفتار بالا بفارسی اينست: " ای فرزندان ابراهيم خليل و ای بازماندگان موسی کليم ، گوشها را برای شنيدن کلمه والايم پاکيزه سازيد ، کلمهای که بواسطه آن همهء اشيا در شور و انجذاب آمده و ندا در دادهاند که جهان از آنِ پروردگار عالمهاست که بواسطه مظهر ظهور خود بر شما تجلّی فرموده است . کوه طور گرد ظهور او طواف نموده و ندای سدره در سينای عرفان بلند شده است . نيکوست حال کسی که شنيد و رسيد ."
لوح اقدس - آثار قلم اعلی - چاپ طهران - جلد اوّل ص ١٣٨ تا ١٤٠ ) .
" و در آن روز خواهند گفت اينک اين خدای ما است که منتظر او بودهايم و ما را نجات خواهد داد . اين خداوند است که منتظر او بودهايم . پس از نجات او مسرور و شادمان خواهيم شد . " ( اشعيای نبيّ - باب ٢٥ - آيه ٩ )
" و خداوند از صهيون نعره می زند و آواز خود را از اورشليم بلند می کند ." ( يوئيل نبيّ - باب ٣ - آيه ١٦ و ١٧ ) .
" بيابان و زمين خشک شادمان خواهد شد و صحرا بوجد آمده مثل گل سرخ خواهد شکفت . شکوفه بسيار نموده با شادمانی و ترنّم شادی خواهد کرد . شوکت لبنان و زيبايی کرمل و شارون به آن عطا خواهد شد . جلال يهوه و زيبايی خدای ما را مشاهده خواهند نمود . " ( اشعيای نبيّ - باب ٣٥ - آيهء ١ و ٢ )
کتاب امر و خلق - جلد دوم ص ٢٤٢ .
" زيرا که شريعت از صهيون و کلام خداوند از اورشليم صادر خواهد شد . " ( اشعيای نبيّ - باب ٢ - آيه ٣ ) .
" از صهيون که کمال زيبايی است خدا تجلّی نموده است . " ( مزامير داود - باب ٥٠ - آيه ٢ ) .
مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه - چاپ مصر ص ٢٦٨ .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:7  توسط بهار
|
حضرت بهاءاللّه دستوران زردشتی را مخاطب ساخته و می فرمايد : " ای دستوران ، از خواب برخيزيد و از بيهوشی بهوش گرائيد . آواز بینياز را به گوش جان بشنويد و به آنچه سزاوار روز خداوند است رفتار نمائيد . امروز مهتر کسی است که ديد و آگاه شد و کهتر کسی که گفتار دانا را نيافت و دوست تازه را در جامه تازه نشناخت . " (1)
" ای دستوران ، گوش از برای شنيدن راز بینياز آمده و چشم از برای ديدار، چرا گريزانيد؟ دوست يکتا پديدار ، می گويد آنچه را که رستگاری درآنست." " ای دستوران ، اگر بوی گلزار دانائی را بيابيد ، جز او نخواهيد و دانای يکتا را در جامه تازه بشناسيد وازگيتی و گيتی خواهان چشم برداريد و به ياری برخيزيد . " (2)
" ای دستوران ، محبوب عالميان در زندان شما را به يزدان می خواند . از او بپذيريد و بلايای بیپايان را از برای خلاصی شما قبول نموده از او مگريزيد ... "
" ای دستوران ، کردار احدی امروز مقبول نه . مگر نفسی که از مردمان و آنچه نزد ايشان است گذشته و بسمت يزدان توجه نموده . امروز روز راستگويان است که از خلق گذشتهاند و به حقّ پيوستهاند و از ظلمت دوری جسته به روشنايی نزديک شدهاند . " (3)
قلم اعلی همچنين زردشتيان را خطاب کرده و می فرمايد: " ای دوست آنچه در نامهها مژده دادهاند ظاهر
و هويدا گشت . نشانها از هر شطری نمودار . امروز يزدان ندا می نمايد و کل را به مينوی اعظم بشارت می دهد . گيتی بانوار ظهورش منور ولکن چشم کمياب . از يکتا خداوند بیمانند بخواه بندگان خود را بينايی بخشد ... اگر مردمان بچشم خود بنگرند ، امروز جهان را بروشنايی تازه روشن بينند . بگو : خورشيد دانايی هويدا و آفتاب بينش پديدار . بختيار آنکه رسيد و ديد و شناخت ... "
" امروز کيش يزدان پديدار . جهاندار آمد و راه نمود . کيشش نيکوکاری و آيينش بردباری . اين کيش زندگی پاينده بخشد و اين آيين مردمان را به جهان بینيازی رساند . اين کيش و آيين دارای کيشها و آيينها است بگيريد و بداريد ... " (4)
نيز می فرمايد: " آنچه از پيش گفته شد ، در اين روزگار پديدار . بگو ای دوستان ، خود را از دريای بخشش يزدانی دور منمائيد. چه که او بسيار نزديک آمده . آنکه پنهان بود ، آمده و خوب آمده . بر يک دستش آب زندگانی و بر دست ديگر فرمان آزادی . بگذاريد و بگيريد . بگذاريد آنچه در جهان ديده می شود و بگيريد آنچه را که دست بخشش می بخشد . آمده آنچه چشم روزگار مانند آن نديده."
" ای دوستان ، بشتابيد بشتابيد ، بشنويد بشنويد . کردار دستوران مردمان را از کردگار دور نمود . بجای نياز آز نمودار . راه خداوند خدا را گم کردهاند . گمراهند و خود را دارای راه می دانند . پيشوايان را گواه نموديم و آگاه کرديم تا در اين روز گواهی دهند و بندگان را به پاک يزدان رسانند ... " (5)
همچنين می فرمايد: " روز کردار آمد، وقت گفتار نيست . پيک پروردگار آشکار، هنگام انتظار نه . چشم جان بگشا تا روی دوست بينی . گوش هوش فرادار تا زمزمه سروش ايزدی بشنوی ... " (6)
آثار قلم اعلی - چاپ طهران - جلد هفتم ص ١٨٤ و ١٨٥ .
مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه - خط زين المقرّبين - چاپ هند ص ٢٥٩ .
مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه - خط زين المقرّبين - چاپ هند ص ٢٤٨ .
مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه - خط زين المقرّبين - چاپ هند ص ٢٨٧ و ٢٨٨
مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه - خط زين المقرّبين - چاپ هند ص ٢٤٨ و ٢٤٩ - ٢٥١ و ٢٥٢ .
مجموعهالواح حضرت بهاءاللّه - خط زين المقرّبين - چاپ هند ص ٢٥٨ و ٢٥٩ .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:7  توسط بهار
|
در این وبلاگ مختصرا به ذکر بشارات کتب آسمانی به دیانت بهائی خواهیم پرداخت. تفصیل این مطلب را باید به آینده ایام واگذار نمود.
امیدمان چنین است که بتوانیم تا حدی شما را با نبوات ادیان سالفه در این مورد خاص آشنا کنیم. حضرت بهاءالله - شارع دیانت بهائی- می فرمایند:
" ای دوست ! آنچه در نامه ها مژده داده اند ظاهر و هويدا گشت . نشانها از هر شطری نمودار . امروز يزدان ندا مينمايد و کلّ را بمينوی اعظم بشارت ميدهد . گيتی بانوار ظهورش منوّر و لکن چشم کمياب . از يکتا خداوند بی مانند بخواه، بندگان خود را بينائی بخشد . بينائی سبب دانائی و علّت نجات بوده و هست . دانائی خرد از بينائی بصر است . اگر مردمان بچشم خود بنگرند امروز جهان را بروشنائی تازه روشن بينند . بگو خورشيد دانائی هويدا و آفتاب دانش پديدار . بختيار آنکه رسيد و ديد و شناخت."